سبيل توصيف ، در هيولانيات متعانق « 1 » و متزاوج شوند و در حركت مطلقا و در هيولاى اولاى عالم اسطقسّات به اقتران و ازدواج قناعت ننموده ، جهت قوّت در نفس جهت فعليت مضمّن « 2 » آيد . و بر مشرب « 3 » ذوق و حدس رواقيّان و اشراقيّان بر اين اسلوب ازدواج مشاهدهء كبرياى جناب نور الانوار - عظم عزّه و علا بهاؤه - كه به مقدار حوصلهء امكان نورانيت جوهر ذات اوّل مبدعات را روزى است « 4 » ، و شروق شعاع قيّوميت آن جناب بر ذات اين جوهر نورانى ، و مزاوجت فقر « 5 » ذات - كه طباعى امكان ذاتى است - و استغناى باللّه عمّا سوى اللّه - كه لازم « 6 » مرتبهء كمال خصوصيت اين جوهر ذات است - و ازدواج عزّ « 7 » قاهريت معشوقى آن طرف و ذلّ مقهوريت عشق اين طرف ، و ابتهاج بهجت قرب ، و انقياد سطوت قهر كه در حقيقت محبّت اندماج دارد . و « 8 » شيخ در « 9 » حكمت اشراق مىگويد : محبّت ، طرفين را - يعنى جاعل و مجعول ، و علّت و معلول را - شامل است ، بلكه ابتدا « 10 » از طرف جاعل و علّت مىكند ، الّا آنكه محبّت جاعل و علّت ، بر سبيل استتباع عزّ و قهر « 11 » است ؛ و محبّت مجعول و معلول ، بر سبيل استتباع ذلّ و انقياد . / 71 / و ازدواج تسفّل و تذلّل نسبت به آستان كبرياى علىّ اعلى ، و استعلا و استيلا بر « 12 » سافلات ، در طبقات نظام وجود سارى شده ، مراتب قطنهء سواد عالم امكان به حسب تقاسيم نورانيت جوهر ذات و غسقانيت « 13 » سنخ حقيقت ، و علّيت و معلوليت ، و « 14 » ظلّيت و ذو ظلّيت ، و اعتلا « 15 » و سافليت ، و ذلّ لازم محبّت نسبت به عالى « 16 » ، و عزّ لازم قهر قياس به سافل ، به دايرهء مخلوقيت ازواج آمدهاند ؛ چنان كه
جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
ص٥٩
هامش
( 1 ) . پ : متعالق .
( 2 ) . ن : متضمن .
( 3 ) . پ ، ت ، م ، ن : بمشرب .
( 4 ) . پ : روز نيست .
( 5 ) . ن : فحر .
( 6 ) . ن : لازمه .
( 7 ) . ن : اعر .
( 8 ) . م : - و .
( 9 ) . پ ، ت ، ج ، س ، ق ، م : - در .
( 10 ) . پ : ابتداء .
( 11 ) . م : قهر و عزّ .
( 12 ) . ن : - بر .
( 13 ) . پ : عنقائيت ؛ ن : عشقانيت .
( 14 ) . پ ، ت : - و .
( 15 ) . پ : اعتلاق .
( 16 ) . ن : نسبت تعالى .