تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
ز ) آيت توحيد است . در اين عالم اجرام ، يكتاست و بىنظير ، پس دليلى است بر يگانگى و بىمثيلى حق . ح ) وجهه بلند حقّ است . از صفات بزرگى كه براى خورشيد قائل است « وجههء حق » بودن است ، وجهه در اينجا ، به معنى نظرگاه و جهت توجّه است . بدين معنى كه مورد نظر و عنايت حق است و وجيه‌ترين موجود عالم اجسام در پيشگاه اوست ، و بدين سبب ، كدخدايى و خلافت خود را در اين عالم به دو سپرده است و او را « مثل اعلا » و « آيت كبراى » خود كرده است . و بعد تصريح كرده است به اينكه « وجههء حق بودن » هورخش ، عقيده‌اى اشراقى است . ط ) روى و چشم و دل عالم است . « روى عالم » است : از اين جهت كه صورت ظاهرى آن ، شباهتى به چهرهء گرد و روى انسان دارد و هم ، تنها آنچه كه روبروى اوست محسوس است . « چشم عالم » بودن هم ، ديده شدن عالم در پرتو نور اوست . و « دل عالم » بودن هم ، يعنى لبّ و هسته و محور عالم است . ى ) وسيلهء حساب و برآوردى ( تقدير ) است از حق تعالى كه در اختيار عالميان - براى مصالح ايشان - قرار گرفته است . شب و روز و سال و ماه و فصول ، نتيجهء جريان و سريان اوست . ك ) و سخن آخر اينكه مكانت و منزلت خورشيد و ساير ستارگان تا آنجاست كه خداوند ، بدانها قسم مىخورد و قسم خوردن به مواقع آنها را كه همان نيابت و مظهريّت نور الانوار و ساير انوار قاهره است ، عظيم مىشمارد . امّا توصيف هورخش در حكمة الاشراق ، با كمال اختصارى كه دارد حاوى چند نكتهء بسيار مهمّ است . 1 . ميّتى در عالم اثير نيست . 2 . هورخش ، طلسم « شهريور » است . 3 . تعظيم هورخش در سنّت اشراق واجب است . 4 . نور شديد و ايجاد كردن روز به وسيلهء او ، به خاطر جرم بزرگ و يا نزديكى به زمين نيست ، بلكه معنويّتى در كار است .