تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨

خود معين است ، ذكر شده است ) . « سهروردى ضمن بحث از حقيقت صورى كه در آيينه و تخيّل جلوه مىكند ، نتيجه مىگيرد كه ماهيّتى جوهرى كه نه در اذهان و نه در عالم عقل است ، در عالمى ديگر ، يعنى ، عالم مثال وجود دارد كه مثالهاى عرضى آن ، موجودات و اشياى عالم محسوس هستند . . . سپس نتيجه مىگيرد كه : « و النّور النّاقص كمثال النّور التّام فافهم ! » قطب الدين شيرازى در شرح سرّ اين « بفهم » مىنويسد : « اشياى عالم علوىّ را در عالم سفلىّ ، اشباه و نظايرى است و از آنجا كه اشيا ، به اشباه و نظاير ، شناخته مىشود ، پس چون حقايق انوار عرضى ، چنان كه بايد ، شناخت شود ، معرفت آنها بر معرفت انوار مجرّد جوهرى مدد مىرساند ، و غرض از اين همه ، آن است كه بدانى نور ناقص عرضى كه خورشيد عالم حسّ راست مثال نور تامّ جوهرى خورشيد عالم عقل - نور الانوار - است » . سهروردى همچنان خورشيد را مثال و خليفه نور الانوار در آسمان عالم محسوس مىداند و او را كه ملك كواكب و فاعل روز و قهركنندهء تاريكى و ظاهرترين آيت حق تعالى است « هورخش » مىخواند و تقديس مىكند . « « هورخش » در واقع جسم خورشيد نورافشان نيست ، بلكه روحانيّت و فرشتهء خورشيد است . از آنچه گفتيم مىتوان نتيجه گرفت كه « خورشيد » در عالم حس و « طوبى » ، در عالم مثال ، مظاهر خداوند يا نور الانوارند » . « 1 » تا اينجا ، همهء آنچه در آثار فارسى و عربى در دسترس شيخ اشراق ، درباره هورخش آمده است نقل گرديد ، ريشهء لغوى آن ، به نقل از منابع معتبر بررسى شد و مختصرى مفيد از آنچه استاد پورنامداريان در اثر گرانقدرشان رمز و داستانهاى رمزى گفته‌اند ، قيد شد ، امّا بررسى دقيق اوصاف و ويژگىهاى هورخش و مكانت و رسالتى را كه شيخ اشراق ، براى آن قائل شده است بايد از زبان خود شيخ شنيد و از تحليل كلام ايشان به دست آورد . اينك ابتدا متن بلند و شيواى الواح عمادى فارسى را كه هم توصيفى گويا و هم نيايشى عاشقانه و زيبا در پيشگاه پروردگار هورخش و هورخش است مورد بررسى قرار

هامش
( 1 ) پورنامداريان ، تقى ، رمز و داستانهاى رمزى ، صص 197 - 198 .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 378 | سيد محمد خالد غفارى