تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
مىدهيم . يادآورى مىكنيم كه اين متن با مقايسه با متن الواح عمادى عربى ، تصحيح شده است . شيخ - رحمه اللّه - پس از بحثى مفصّل و مستوفا ، با لحنى عرفانى - اشراقى و دلربا ، مستدلّ و مبرهن با كلام خدا ، از نفس و شؤونات آن ، سخن را بدان جا مىرساند كه تعلّق نفس با بدن به توسّط « جرمى نورانى » است كه روح است . سپس به بحث نور مىپردازد و نور جرمى را عارضى و غير درّاك و براى غير ، معرّفى مىكند و امّا نور مجرّد را نورى ذاتى و زنده و درّاك مىداند و هر زنده‌اى را هم ، نور مجرّد محسوب مىدارد و مىگويد : نور همه نورها ، حقّ اوّل است كه معطى حيات و بخشندهء نوريّت است
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »

« 1 » و نورانيّت هر نيّرى « سايهء » نور اوست :

« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها »

. « 2 » و بدين ترتيب وارد بحث هورخش مىشود و مىفرمايد در ميان محسوسات ، آنچه از همه شريف‌تر است نور است و تمام‌ترين نورها ، شريف‌ترين آنهاست و به همين جهت شريف‌ترين اجسام ، « هورخش » است . و اگر چه در چند سطر بالاتر نور جرمى را مرده و غير درّاك معرّفى كرده بود ، ولى حالا با چنان عباراتى به توصيف و ستايش اين نور جرمى ( هورخش ) مىپردازد كه گويى نور مجرّد قاهرى را مىستايد و همهء صفات موجودى زندهء قاهر و قادر را به دو منتسب مىكند ، با اين حال ، هوشيارانه و آگاه ، پروردگار او را نيايش مىكند و همه چيز آن را از او مىداند . امّا ويژگىهاى برجسته و رسالتى كه « هورخش » دارد : الف ) مثل اعلاى حق است به خصوص در دو چيز : 1 . « حق تعالى » نور الانوار عالم عقول است ، هورخش نور الانوار عالم اجسام است . 2 . « حق تعالى » به انوار معنوى و آياتش ، ظاهر است و به ذات و حقيقتش ، خفّى ، « هو الظّاهر و الباطن » ، و « هورخش » هم ، به نورش ظاهر است ، امّا شرافت و مكانتش بر جاهلان پوشيده است . ب ) ظاهرترين و بزرگترين آيت حقّ است .

هامش
( 1 ) سوره 24 ( النّور ) آيهء 35 ( حاشيهء متن الواح ) .
( 2 ) سوره 39 ( الزمر ) آيهء 69 ( حاشيه متن الواح ) .