تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣

واجب الوجود :

« و واجب الوجود ، يا بر قياس است يا بر اطلاق ، و واجب الوجود بر اطلاق آن است كه وجود او از ذات اوست و نه از غيرى ديگر ، و هر موجودى كه بيرون از اوست به قياس با او ممكن الوجود است . . . . و واجب الوجود را ماهيّت و انيّت يكى است كه اگر دو بودى ممكن الوجود بودى نه واجب الوجود . . . » . ( يزدان شناخت ، ص 414 ) انيّت همان ، وجود محض است و اگر زايد بر ماهيّت باشد ، ممكن است متحقّق شود يا نه ، و در اين صورت « ممكن » ، مىشود نه واجب ، پس در واجب الوجود وجود و ماهيّت يكى است .

صفات واجب الوجود :

« . . . و زندگى او و علم او بر ذات او زائد نيست ، بلكه علم او به ذات خويش و حيات او از بهر آن است كه مجرّد است از مادّه ، و از ذات و لوازم ذات خود غايب نيست . . . » . ( الواح عمادى ، ص 140 )

علم واجب الوجود :

« . . . شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
: « 1 »
« شَهِدَ »
بعينه گواهى دارد بر آنكه او عالم است به ذات خويش و لوازم ذات خويش بر وجهى كه بر ذات او زيادت نباشد و اين ، بعينه نفس زندگى است .
« لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
، يعنى كه هيچ معاون ندارد . . .
« قائِماً بِالْقِسْطِ »
، يعنى وجود او دائم است از بهر كمال قيّوميّت او . . .
« لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
، يعنى كه قيوميّت او را مبطلى نيست و فعل او را كسى باطل و متغيّر نگرداند . . . » . ( همان ، ص 146 )
هامش
( 1 ) سوره 3 ( آل عمران ) آيه 16 .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 373 | سيد محمد خالد غفارى