تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠

« هر گاه كسى درباره شيئى به تفكّر مىپردازد ، در ظرف ذهن خود مىتواند ميان دو جنبهء آن شىء ، تمايز قائل شود ، يكى ماهيّت آن است ، يعنى همهء آنچه در جواب « ما هى ؟ » ( آن چيست ؟ ) گفته مىشود ؛ و ديگر وجود است ، مثلا چون كسى به « اسب » مىانديشد ، در ذهن خود مىتواند ميان تصوّر اسب يا ماهيّت آن - كه هيأت و رنگ و شكل و هر چيز ديگر مندرج در ماهيت آن را شامل مىشود - با وجود آن اسب در عالم خارج تفاوتى تشخيص دهد . « در « ذهن » ، ماهيّت از وجود مستقلّ است ، يعنى ممكن است درباره ماهيّت شيئى بينديشيم و از هيچ جهت به وجود يا عدم وجود آن نظر نداشته باشيم ، ولى در عالم خارجى ، ماهيّت و وجود شىء يكى هستند ، تنها در ذهن به وسيله تحليل عقلى است كه اين دو جزء از يكديگر تشخيص داده مىشوند و هر كسى متوجّه مىشود كه : هر شىء در دار امكان ، ماهيّتى دارد كه بر آن وجودى افزون شده است . « ابن سينا پس از بيان اين تمايز اساسى ، اين مطلب را تأكيد مىكند كه : اگر چه وجود شىء ، به ماهيّت آن اضافه مىشود ، « وجود » است كه به هر ماهيّت حقيقت و واقعيّت مىدهد و بنا بر آن « وجود » اصيل است . ماهيت شىء ، در واقع چيزى جز حدود وجودى آن نيست كه به وسيلهء ذهن انتزاع پيدا كرده است . . . تقسيمى كه ابن سينا از وجود كرده و آن را سه قسم : ممتنع و ممكن و واجب دانسته است با تمايز اساسى ميان ماهيت و وجود ارتباط تامّ دارد ، اين تقسيم كه مورد قبول فيلسوفان مسلمان پس از ابن سينا و نيز مدرسيان لاتينى قرار گرفت ، به همين صورت ، در آثار « ارسطو » ديده نمىشود و در واقع از ابداعات ابن سيناست . . . » . « 1 » از آنجا كه بحث وجود و ماهيّت از بحثهاى عمدهء فلسفى است ، فرازهايى از توضيحات ابراهيمى دينانى در كتاب فلسفه سهروردى را در اين مورد نقل مىكنم : « . . . انسان با بسيارى از موجودات روبرو مىباشد ، اين موجودات در عين اينكه از هم ممتاز و نسبت به يكديگر بيگانه‌اند ، در اصل هستى مشترك بوده و در وجود ، با يك ديگر متّحد مىباشند ، منشأ اختلاف اين موجودات با يكديگر همانا ماهيّت آنها بوده و

هامش
( 1 ) نصر ، سيّد حسين ، سه حكيم مسلمان ، ترجمهء احمد آرام ، شركت سهامى كتابهاى حبيبى ، چاپ چهارم ، تهران ، 1361 ، صص 28 - 30 .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 370 | سيد محمد خالد غفارى