تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
مورد كميّات قار الذّات . و از آنجا ، كه وجود را امرى اعتبارى و ماهيّت را اصل و مجعول به حساب مىآورد تحقّق تشكيك در وجود ، يعنى كمال و نقص در آن را از ماهيّت مىداند . نقل شد كه ابن سينا با توجّه به اعتقاد به اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيّت ، وجود را به سه نوع ممتنع و ممكن و واجب تقسيم كرد و اين ابداع ايشان در ميان حكماى بعد از او و حتى مدرسيان لاتينى هم مورد قبول قرار گرفت و تقسيم وجود ، به اين اعتبارات سه‌گانه از اصول مسائل حكمى شد . لذا گر چه در اين رساله به مناسبت‌هاى مختلف از اين اعتبارات بحث شده است اينجا هم ، به مناسبت موضوعيّت وجود ، به هر يك از اين اقسام سه‌گانه اشاره خواهد شد :

ممتنع الوجود :

« و ممتنع الوجود آن است كه نشايد كه باشد » . ( پرتونامه ، ص 32 ) « و هر چه را نابودى وى از خود بود ممتنع باشد » . ( هياكل النور ، ص 91 )

ممكن الوجود :

« و ممكن الوجود آن است كه شايد كه باشد و شايد كه نباشد . و ممكن ، واجب شود به شرط علّت و ممتنع شود به شرط عدم علّت و در حالت وجود و عدم ، چون نظر به ذات او كنند ممكن باشد . . . » . ( پرتونامه ، ص 32 ) « و ممكن [ الوجود ] را توان گفت كه نااستحقاق وجود دارد به نفس خود ، امّا نتوان گفت كه استحقاق ناوجود دارد به نفس خويش كه آنگاه ممتنع شود » . ( پرتونامه ، ص 44 )
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 372 | سيد محمد خالد غفارى