و بدين ترتيب شيخ - رحمه اللّه - هم به اعتبارى بودن « وجود » و هم به جعل و اصالت « ماهيّت » تصريح مىكند . لازم به توضيح است كه « جعل » ، در اينجا قسيم اصالت نيست ، بلكه عين آن است ، يعنى به نظر شيخ ، آنچه در عالم هستى اصالت دارد ماهيّات مختلف و متفاوت اشياء است و وجود ، چيزى است كه تنها در ذهن و عقل ، با ماهيّات خارجى اين اشياء تعقّل مىشود ، زيرا اگر وجود ، در خارج ذهن هم موجود باشد بايد چيزى جدا بر شىء باشد و در اين صورت دو موجود خارجى خواهيم داشت : يكى شىء مورد نظر و يكى وجود خارجى او ، و بنا بر اين نظريّه ، اين « وجود » هم بايد وجودى داشته باشد و بدين ترتيب تسلسلى بىپايان از وجود و موجود به وجود خواهد آمد و لذا « وجود » در خارج ذهن وجود ندارد و آنچه هست ماهيّت است .
بحث و اختلاف در اين مسأله از مباحث اصلى فلسفى است ، حكماى مشّاء و پيروان آنها ، و در رأس ايشان ابن سينا ، معتقد به اصالت وجود است و سهروردى معتقد به اصالت ماهيّت ، و ملّا صدرا كه نظريّاتش مقتطفى از نظريّات حكماى مشّاء و اشراق و عرفا و كتب دينى و نگرش خاصّ مذهبى است قول به اصالت وجود را ترجيح داده است .
سيّد حسين نصر ، در كتاب سه حكيم مسلمان در مورد نظر « ابن سينا » دربارهء وجود و ماهيت ، مىنويسد :
« الهيّات ابن سينا ، مختصّ به « وجودشناسى » است و بحث در وجود و مشّخصات آن در پژوهشهاى ما بعد الطّبيعهء وى نقش عمده را دارد : حقيقت هر شىء وابسته به وجود آن است و معرفت شىء ، در آخر كار ، همان معرفت وجود آن ، و مقام و مرتبت آن ، در مراتب كلّى وجود است . . . هر چيز در عالم از آن جهت كه هست ، وجود دارد و غوطهور در وجود است ، ولى خدا ، يا وجود محض ، كه مبدأ و خالق همهء چيزهاست نخستين حلقه در يك سلسلهء پيوسته نيست و پيوستگى جوهرى يا عرضى با موجودات اين جهان ندارد ، بلكه خدا بر عالم مقدّم است و نسبت بدان جنبه تعالى دارد .
« بحث ابن سينا در وجود بر پايه دو تمايز تكيه دارد كه مشخص تمام تحقيقات وى در « وجود » است : يكى تمايز ميان ماهيّت هر چيز و وجود آن است و ديگر ، تمايز ميان وجوب و امكان و امتناع » .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٣٦٩