تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢

كمّ يا كيف يا به چند مقوله از اينهاست . تفاوت تشكيكى هم ، يا به تقدّم و تأخّر است يا به شدّت و ضعف است يا به كمال و نقص . تفاوت غير تشكيكى ممكن است در كليّات عارض بر ماهيات و يا در جواهر و ذوات باشد ، امّا تفاوت تشكيكى طبق نظر حكماى مشائى و حكماى اسلامى ، مربوط به كليّات است و كليّت هم از عوارض ماهيّت است و تنها در امور عرضى جارى است و در مفاهيم ذاتى و جوهر نمىتواند تحقّق داشته باشد ، امّا شيخ اشراق و ساير حكماى اشراقى معتقدند كه همهء انواع تفاوت و اختلافات تشكيكى ، در مقولهء جوهر هم قابل تحقق‌اند . او معتقد است انواع حيوانات همچنانكه مىتوانند در ويژگىهاى نوعى و فصول و عوارض مختلف باشند و هستند در جوهر حيوانيّت هم مختلف‌اند و مثلا حيوانيّت انسان قابل مقايسه با پشه و ملخ نيست . و اختلاف « انوار مجرّد » هم ، كه ذوات مجرّدند به « كمال و نقص » در حقيقت نورى آنهاست نه در ذات يا اجزاى ذات ، به اين معنى كه نور مجرّد دو جزء متباين باشد يا جزئى نورى با جزئى غير نور داشته باشد كه در اين صورت يا دو حقيقت مختلف خواهد داشت و يا يك حقيقت غير نورى با جزئى نورى ، كه هيچ كدام از اين فرضها ، با حقيقت واحد نور مجرّد ، صدق نمىكند . « 1 » و چون ثابت شد كه اختلاف انوار مجرّد به كمال و نقص است و هر ناقصى براى تحقّقش نيازمند نور قائم كاملى است و سلسلهء انوار قائم نمىتواند بىنهايت ادامه يابد ، زيرا سلسلهء نامتناهى از مجتمعات ، محال است ، پس بايد همهء انوار مجرّد و عارضى و اجسام و عوارض آنها به نورى منتهى گردند كه غنى و كامل و واجب بالّذات باشد و وراى آن ، نور ديگرى نباشد و آن نور الانوار است .

نور الانوار :

« و حقّ اوّل ، نور همهء انوار است ، زيرا كه معطى حيات است و بخشندهء نوريّت است و او ظاهر است از بهر ذات خويش و ظاهركننده ديگرى ، و در مصحف مجيد آمده است و
هامش
( 1 ) با اقتباس از كتاب فلسفهء سهروردى و متن حكمة الاشراق .