انوار قاهر ارباب اصنام :
« . . . و بمشاركات الأشعّة مع جهة الاستغناء و القهر و المحبّة و المناسبات العجيبة بين الاشعّة ، يحصل الانوار القاهرة ارباب الاصنام النّوعيّة الفلكيّة و طلسمات البسائط و المركّبات العنصريّة و كلّ ما تحت فلك القمر .
فمبدأ كلّ من هذه الطّلسمات هو نور قاهر هو « صاحب الطلسم » و النّوع النّورىّ . . . و الامكان الاشرف يقتضى وجود هذه الانواع النّوريّة المجرّدة . . . » .
( حكمة الاشراق ، ص 143 ) انوار قاهر ارباب اصنام ، طبقهاى هستند عرضى ( متكافئ ) از انوار قاهره كه حاصل اشراقات اشعّه و مناسبات عجيب انوار اصول اعلون هستند .
اين طبقه از انوار ، اگر چه در ميان خود مراتب متفاوتى دارند ، يعنى بعضى از آنها تا مرتبهء پاينترين انوار اعلون تعالى دارند و برخى تا حدّ يك نور مدبّر ، تنزّل مىنمايند ، امّا در بين آنها رابطه نزولى علّى و معلولى نيست و هيچ كدام از آنها علّت وجودى ديگرى نيستند ، بلكه وجود همه از قواهر اعلون است و از همين روست كه به آنها عرضى و متكافئ مىگويند .
از طرفى ديگر از آنجا كه موجودات عالم اجسام اثيرى و عنصرى و نيز عالم نيمه مادّى مثال ، هم همين وضع را دارند ، يعنى هيچ كدام علّت وجودى ديگرى نيستند ، بلكه همه معلول اصول اعلوناند - زيرا اصولا اجسام نمىتوانند مؤثّر در ايجاد باشند - از اين جهت تناسب كاملى بين آن انوار عرضيّه و اين موجودات عوالم غير نور بر قرار است و به همين جهت و با تمسّك به قاعدهء اشراقى « امكان اشرف » آن انوار عرضيّه را ربّ النّوع و صاحب طلسم انواع موجودات اين عالم مىدانند .
اين انوار ارباب اصنام دو گروهاند : گروهى حاصل جهت مشاهدات انوار اعلون طولى هستند و گروهى ديگر حاصل جهت اشراقات آنهايند و چون انوار حاصل از مشاهدات شريفتر از انوار حاصل از اشراقات هستند و از طرفى ، عالم مثال هم اشرف از عالم اجسام است ، بر مبناى اصل « الاشرف فالاشرف » ، عالم مثال ، حاصل افاضات اصحاب اصنام مشاهدى و عالم اجسام ، حاصل اصحاب اصنام اشراقى هستند . « 1 »
هامش
( 1 ) و نيز رجوع شود به « ارباب انواع » در همين رساله .