در مورد ظهور ذاتى نور عرضى مىفرمايد : « و الانوار العارضة ايضا ، ليس ظهورها لأمر زايد عليها ، فتكون فى نفسها خفيّة ، بل ظهورها انّما هو لحقيقة نفسها و ليس انّ النّور يحصل ثم يلزمه الظّهور . . . بل هو ظاهر و ظهوره نوريّته . . . » . « 1 » و در اين مورد كه نور عرضى نورش براى خود نيست مىفرمايد : « . . . و النّور ينقسم الى نور فى نفسه لنفسه و الى نور فى نفسه و هو لغيره . و النّور العارض عرفت انّه نور لغيره ، فلا يكون نورا لنفسه و ان كان نورا فى نفسه . . . » . گفته شد كه در مكتب اشراق ، نور را در مرحلهء اوّل به دو دستهء انوار مجرّد ذاتى و انوار عارضى تقسيم مىكنند و غرض از اين تقسيم ، اختصاص دادن بحث ، به انوار مجرّد محض است كه مبناى جهانبينى اين مكتب است و نور عارضى اثر اوست . بنا بر اين در مرحله دوم تقسيم ، ديگر بحثى از نور عارضى نيست و تنها به تقسيم انوار مجرّد مىپردازد و آنها را به سه دستهء بزرگ : انوار قاهر اعلون ، انوار قاهر ارباب اصنام و انوار مدبّر تقسيم مىكند كه اين سه دسته هم در واقع دو دستهاند : « انوار قاهره » و « انوار مدبّره » و انوار قاهره خود به دو دستهء : « اعلون » و « ارباب اصنام » تقسيم مىشوند :
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٣٥٨
« . . . و هى الّتى لا علاقة لها مع البرازخ لا بانطباع و لا بالتّصريف . . . » .
( حكمة الاشراق ، ص 145 ) انوار قاهر اعلون ، كه به « اصول اعلون » هم موسوماند ، انوارى هستند از سلسلهء طولى انوار ، كه به ترتيب از نور الانوار و صادر اوّل ( نور اقرب ) و همچنين از هم ديگر ، صادر شدهاند . اين انوار كه بسيار فراوان هم هستند ، به علّت شدت نور و قدرت جوهر ذات و نزديكى با نقطهء وحدت حقيقى ( نور الانوار ) و نيز كمى جهات فقر در آنها ، به هيچ وجه با مادّه و ماديّات علاقه و ارتباط ندارند نه در آنها جاى گير مىشوند و نه در آنها تصرّف مىنمايند .
هامش
( 1 ) حكمة الاشراق ، صص 13 - 14 .