تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
جرم خورشيد موجد نور آن باشد ، زيرا از نظر حكما ، اخسّ نمىتواند موجد اشرف باشد ، بلكه نورشان از عالم بالاست . پس ، انوار عرضى ، ظهورشان عين نورشان است و ذاتى است ، امّا قيامشان به غير است و عرضى . ولى ظهور ، در « انوار ذاتى » هم به معنى وضوح است و هم به معنى ادراك و حيات : آنها ، هم معلوم فكر و انديشه ما هستند ( وضوح ) و هم حىّ و مدرك خود و غير خودند . « مظهر » ( اظهار كردن ) هم ، به دو معنى است : واضح كردن و پديدار نمودن چيزى ، يا ايجاد كردن چيزى . در مورد انوار عرضى ، همان واضح نمودن و روشن كردن اشياء است و امّا در مورد انوار ذاتى ، مانند نور الانوار و انوار قواهر اعلون و ارباب اصنام به معنى افاضه و اعطاى وجود است كه البته مختصّ به همين حوزهء عالى از انوار مجرّد ذاتى است و بعضى از انوار ذاتى ديگر مانند انوار مدبّر فاقد چنين قدرتى هستند ، بلكه قدرت آنها منحصر به تدبير و تصرّف در اجسام است ، امّا اين قدرت « اظهار » ( مظهر بودن ) در انوار مجرّد ، ممكن است منحصر به ايجاد انوار باشد ، مانند ترتّب سلسلهء انوار از هم ديگر و يا ، هم در حوزه اجرام و هم در حوزهء انوار به كار رود ، مانند قدرت اظهار در « ارباب اصنام » يا « عقل فعّال » ، كه هم موجد اجرام فلكى و عنصرىاند و هم معطى انوار مدبّر آنها . اينها دقايقى است كه بدين توضيح در جايى ديگر آن را نديده‌ام و فهم دقيق توضيحات و تقسيمات انوار مستلزم توجّه بدين دقايق است .

نور ، اوّل رفيق زندگى :

« و اوّل رفيق ، از آن زندگى نور است و بينى ميل حيوانات به نور و فرونشستن حواسّ و ساكن شدن حركات در ظلمت شب ، پس شادى نفوس با نور سخت‌تر است از جملهء چيزها . . . » . ( الواح عمادى ، ص 182 )

ارتباط نور با حركت و حرارت :

« . . . فالحركات كلّها سببها النّور فلو لا نور - قائم او عارض - فى هذا العالم ما وقعت حركة اصلا . فصارت الانوار علّة الحركات و الحرارات . و الحركة و الحرارة كلّ منها مظهر للنّور ، لا انّهما
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 355 | سيد محمد خالد غفارى