قوّتهاى نفس :
رجوع شود به « قوا » و « شجاعت » و « عدالت » در همين رساله .
كمال نفس :
الف ) كمال علمى :
« . . . كمال علمى نفس آن است كه نفس منتقش شود به صورتهاى جملهء موجودات روحانى و جسمانى چنان كه در وجود است كه ابتداى آن شناختن بارى - تعالى - است و بعد از آن جواهر روحانى نخستين كه ايشان فريشتگان مقرّباند يعنى عقول ، و آن گاه جواهر روحانى دومين كه ايشان نيز فريشتگاناند ، يعنى نفوس ، پس از آن ، جواهر جسمانى ، تا آن گاه كه جملهء جواهر جسمانى موجودات به برهان يقينى مصوّر نفس شود و نفس ، به علم يقين و عمل صالح با فريشتگان يكى گردد و مشابهت يابد به صورت عالم كلّى و مانند شود بديشان » .
( يزدان شناخت ، صص 436 - 437 ) در متن فوق دو نكته قابل توضيح و دقّت است . يكى اينكه : قول به فرشته بودن نفوس تصريح به شباهت ديگرى است بين نظريّات عرفانى شيخ ، و اعتقاد به وجود فروهرها و ايزدان متعلّق به ابدان انسان ، در آيين مزديسنا .
ديگر اينكه : « مشابهت يافتن نفس به صورت عالم كلّى ( عالم بزرگ ) ، همان « عالم كوچك » شدن نفس است . كه يكى دو جاى ديگر در اين رساله آمده است .
ب ) كمال عملى نفس :
« . . . چنان است كه نفس مجرّد شود از علايق بدنى ، تا هيچ اثرى از آثار بدنى دروى نماند كه به وقت مفارقت او از اين عالم سفلى ، جاذبه باشد . . . »
( يزدان شناخت ، ص 437 )
كمالدهندهء نفس :
« . . . آنچه نفس انسانى را از قوّت به فعل مىآورد عقل كره قمر است و او « عقل فعّال » است كه واهب الصّور است مر موجودات اين عالم را و مدبّر كون و فساد است به فرمان