تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
تمامى ، قبل از بدن موجود بوده باشد ، پس به دليل عدم تخلّف معلول از علت تامّ ، بايد نفس قبل از بدن موجود باشد و اگر علّت ، به وجود كالبد تمام شود ، پس وجود كالبد ، جزء علّت يا شرط علّت مىشود و اگر اين گونه باشد بايد با بطلان كالبد ، نفس هم باطل شود و گفتيم كه باطل نمىشود و به بقاى علّت تام باقى است . پس واجب است كه قبل از به وجود آمدن كالبد مناسب براى تدبير و تصرّف نفس ، نفس موجود باشد . و بنا بر اين بدن ، شرط وجود نفس نيست ، بلكه شرط تصرّف نفس است ، و در واقع بدن همچون فتيله‌اى است كه مستعدّ شعله‌ور شدن از آتش عظيمى است و با خاصيّت و استعدادش جذب آن مىشود و يا همچون آهنى است كه جذب مغناطيس شود ، و شرط جذب شدن آهن به وسيلهء مغناطيس اين نيست كه بايد حتما هر دو با هم موجوديّت يابند . « 1 »

خلافت نفس :

« و بدان كه نفس خليفهء خداست در زمين ، چنان كه گفت :
« هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ »

« 2 » به قدر درجات علوم مردم و فضيلت نفوس و غايت همّت ايشان . . . » . ( الواح عمادى ، ص 194 ) ( براى توضيح رجوع شود به « خليفهء خدا » و « نار » در همين رساله ) . و در مورد يكى ديگر از ويژگىهاى نفس انسان مىفرمايد : « و ببايد دانستن كه نفس انسانى را « دو روى » است يكى سوى عالم علوى تا تشبّه همىكند به نفوس سماوى و از آنجا استمداد كمال همىكند ، و يك روى ديگر سوى عالم سفلى تا آنجا تدبير بدن همىكند كه آلت اوست ؛ و از بهر مشابهت او به نفوس سماوى آلتى دارد مخصوص بدان عالم ، و آن قوّت نظرى است ، و از بهر احتياج او به بدن ، آلتى ديگر دارد تا بدان آلت به كمال رسد و آن قوّت عملى است و مجموع هر دو قوّت ، قوّت عقلى است . ( يزدان شناخت ، صص 423 - 424 )

هامش
( 1 ) از حاشيهء و متن صص 201 و 202 حكمة الاشراق .
( 2 ) سوره 6 ( الانعام ) آيهء 165 . ( نقل از حاشيهء متن فوق ) .