تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦

آثارشان مثل پرتونامه ، بيشتر لحن مشّائى دارد و حدوث ، حدوث جسمانى است : « نفس كمال بدن است و وجودش بر او موقوف است » . « 1 » و در برخى ديگر چون تلويحات ، الواح عمادى ، مشارع و مطارحات ، لحن روحانىتر است . « . . . و نورى است از انوار حق - تعالى - قائم ، نه در جاى . . . » . « 2 » تأكيد بر جنبهء نور بودن و قائم به خود بودن . با توصيف قبل ، فرق بسيار دارد . و در حكمة الاشراق با حفظ اصل قول به « حدوث نفس » ، هم اصطلاحات و هم تعابير و توصيفات كاملا ، رنگ عرفانى - اشراقى دارد : « فالانوار المجرّدة تنقسم الى انوار قاهرة و هى الّتى لا علاقة لها مع البرازخ . . . و الى انوار مدبّرة للبرازخ و ان لم تكن منطبعة فيها . . . » . « 3 » در هر صورت ، همچنانكه گفته شد ، مبحث نفس در آثار شيخ ، بسيار گسترده است و ناچار بايد گزينشى كرد و براى اين گزيده‌ها ، عناوينى تعيين نمود تا كار ، روالى منظّم داشته باشد ، و اگر چه نظم و ترتيبى منطقى ، منطقىتر بود ، اقتضاى اين رساله ، كه « فرهنگ » است چنان است كه بر روال نظم الفبايى باشد :

ادراك نفس :

« . . . ديگر گوييم كه نفس زنده است به ذات خويش و مدرك ذات خويش است ، و ادراك او مر ذات او را ، نشايد كه به صورتى باشد كه در او حاصل شود ، زيرا آن صورت كه در ذات تو حاصل باشد به نسبت به ذات تو « او » باشد و متصوّر نيست كه ادراك « تو » مر چيزى را كه به نزديك تو « او » باشد ، ادراك « انانيّت » تو باشد ، پس ذات تو ، مدرك ذات خويش است نه به صورتى بلكه از بهر آن مدرك خويش است ، كه ذاتى است مجرّد از مادّه و از خود غايب نشود . « ادراك نفس » ، قابل دو معنى است : يكى ادراك نفس نسبت به خود ، و يكى ادراك آن
هامش
( 1 ) پرتونامه ، ص 62 .
( 2 ) توصيف سوم همين مبحث از الواح .
( 3 ) حكمة الاشراق ، ص 145 .