تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
معنى مرگ است و اين كلمه به معنى « بىمرگ » ، ترجمه شده است . « اسپنتا » نيز به طورى كه قبلا بيان شد به معنى پاك و مقدّس است ، پس « امشه اسپنتا » به معنى « پاكان جاودان » ، يا مقدّسين جاودان است . كلمهء « امشه اسپنتا » ، در هيچ يك از سرودهاى زردشت ، حتى يك بار هم ذكر نشده است ، اين اصطلاح ، اوّلين بار در « يسناى هفت فصل » به كار برده مىشود كه به صورت يك گروه نيمه خدايان دستيار اهورامزدا ستايش مىشوند . كجروى در دين زردشت از همين يسناى هفت بحرى آغاز گرديده و انحراف از دين زردشت را از اين تاريخ به بعد به وضوح مىبينيم . در اوستاى متأخّر ، « امشه اسپندان » كم كم به صورت خدايان انسان گونه و ما فوق ايزدان در مىآيند كه داراى شخصيّتهاى مستقل بوده و گاهى نيز خلّاق‌اند ، هر چند خود مخلوق اهورامزدا هستند . اين موجودات اساطيرى كه به اين شكل هرگز مورد نظر زردشت نبوده‌اند در عرش اعلاى خداوند ، مقامى بس رفيع يافته . . . و در كنار تخت مرصّع اهورامزدا ، به خدمت مشغول مىشوند و به علّت تقدّس عدد هفت ، اين خدايكها نيز در اوستا ، هفت عدد ذكر شده است كه عبارت‌اند از : اشا ، و هومنه ، خشترا ، آرمئيتى ، هوروتات يا هه اروتات ، امرتات . كه گاهى با سر فرماندهى « اسپنتامينو » يا با سرورى اهورامزدا ، عدد هفت را كامل مىسازند . در گاتاها ، اين نامها وجود دارد ، ولى نه به صورت يك هپتاد يا دستهء هفت‌تايى . در پيام زردشت بر خلاف معتقدات آن زمان ، تنها خالق جهان ، اهورامزداست كه مشخّصهء اصلى او اهورايى و مزدايى است ، اين دو صفت هر چند براى انسان قابل درك است ، ولى محدود به قالبهاى انسانى نيست ، هستى بخشى و آفرينش حيات و زندگى ، ما فوق قدرتهاى بشرى است ، و داناى مطلق هم ، كه به بزرگ دانايى توجيه شده است ، پس « بزرگ داناى هستى بخش » مناسب‌ترين نامى است كه براى يك وجود مطلق برتر از فهم و گمان بشرى مىتوان انتخاب كرد . در هر حال موجوداتى با وجودهاى مستقل به نام « امشاسپندان » تحت تأثير هر مذهب و دين ، به اوستا نفوذ كرده باشند با پيام زردشت ارتباط ندارند . . . » . « 1 »
هامش
( 1 ) آشتيانى ، جلال الدّين ، زردشت ، مزديسنا و حكومت شركت سهامى ، چاپ ششم ، 1371 ، صص 167 - 182 به اختصار .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 342 | سيد محمد خالد غفارى