تعلّقات مادّى ، خود را از محاق ظلمات عالم برزخ ، كه سايهء انوار است ، نجات داده ، دوباره به عالم انوار ، ملحق مىگردد و به درياى بيكران نور الانوار متّصل مىشود .
در اين دو مكتب ، با غمض نظر از پارهاى اختلافات در مقاصد ، مهمترين اختلافها ، اختلاف در تعابير و اصطلاحات است ؛ كه در مكتب شيخ اشراق ، رنگ فلسفى - عرفانى - ايرانى دارد و در ابن عربى ، رنگ عرفانى - كلامى - عربى .
بديهى است كه اثبات اين مدّعا ، نياز به شواهد و ادلّه و اطالهء كلامى دارد كه اين رساله را مجال آن نيست ، مگر اينكه مددى از توفيق حق يار گردد تا در رسالهاى اختصاصى به اين امر پرداخته شود .
مولّده :
« . . . و آن قوّتى است كه فضله از مادّه بستاند تا از آن فضله ، شخصى ديگر پديد آيد . و اين قوّت ، در بعضى نبات به يك شخص تعلّق دارد و در بعضى به دو شخص ، چنان كه درخت خرما ، كه تا از نر ، مادّه را ، گشن ندهند بار نيارد ؛ و در حيوانات به دو شخص تعلّق دارد ، فعل نر و انفعال مادّه .