ن
نار :
« . . . و النّار ذات النّوريّة ، شريفة لنوريّتها و هى الّتى اتفقت الفرس على انّها طلسم « ارديبهشت » و هو نور قاهر فيّاض لها . . . » . ( حكمة الاشراق ، ص 193 ) در جهانبينى شيخ اشراق ، هر چه نورى داشته باشد ، خواه ذاتى چون عقول و نفوس و خواه عرضى ، چون خورشيد و ستارگان و آتش ، شريف است ، زيرا شمّهاى يا شعاعى كوچك از نور اعظم نور الانوار است ، و آتش هم به سبب همين بعد نوريش شريف است . و نيز از آنجا كه در بعضى از ديدگاههاى فلسفى ، از جمله ، حكمت و فلسفهء ايران باستان ، حكمت مشرقى افلاطونى و حكمت اشراقى سهروردى ، جهان ما نسخهاى از جهان بالاست « 1 » ، آتش هم ، طلسم و صنمى از نور مجرّد قاهرى است كه در عالم بالاست ؛ اين نور قاهر ، هم مدد رسان و فيض بخش و هم حافظ نوع آتش است . حكماى ايران باستان ، متّفق القولند در اينكه « آتش » ، طلسم فرشتهء « ارديبهشت » است . و در واقع اين فرشتهء مقدّس كه به تعبير حكماى فرس ، يك « امشاسپند » است ، همان است كه به تعبير شيخ اشراق « نور قاهر » است . اگر چه در مبحث « ارباب انواع » ، هم از تأثّر فراوان شيخ اشراق ، از حكمت خسروانى