بهترين موجودات :
« . . . و بهترين موجودات اين عالم ، به سبب دانش و مشابهت به مقرّبان و فريشتگان ، آدمى داناست و بهترين دانايان پيغامبراناند و بهترين پيغامبران ، پيغامبران مرسلاند و بهترين ايشان اولو العزماند ، آنها كه شريعت ايشان عامّ بسيط زمين برسيده است و بهترين اولو العزم ، پيغامبر ماست ، سيّد ولد آدم - صلوات اللّه عليه و سلامه - و از بهر اين ، خاتم النّبيّين است » .
( يزدان شناخت ، ص 456 )
آخر موجودات عالم عنصرى :
« . . . و چنان كه عقل نخستين ، شريفترين موجودات آن عالم است ، نفوس ، كه در وى عقل مستفاد حاصل شود ، آخر موجودات اين عالم عنصرى است ، به حكم آنكه آخر اين عالم به اوّل آن عالم ، پيوسته باشد . و اين معنى ، يكى از حكمتهاى عجيب و بديع بارى - تعالى - است تا اين عالم ، نيز موازى و مماثل و مشابه آن عالم باشد ، كه اگر نه اين حالت بودى ، هرگز آدمى خداى را - عزّ و جلّ - و فريشتگان را در نتوانستى يافتن » .
( يزدان شناخت ، صص 419 - 420 ) در يكى دو جاى ديگر از اين رساله ، به تشابه فراوان بين ديدگاههاى شيخ اشراق ، و شيخ اكبر ، محى الدّين ابن عربى و تأثّر زياد ابن عربى از جهانبينى اشراقى سهروردى ، اشاره كردهام و اينجا هم شاهد ديگرى است بر اين مدّعا ، زيرا همچنانكه در مكتب ابن عربى ، تجليّات بىپايان حق ، در يك قوس نزولى از مرتبهء احديّت ذات ، آغاز و بعد از گذار از نازلترين مراتب ، كه جماد است ، در مرتبهء انسان ، به كمال ظهور خود مىرسد ، و انسان ، نسخهء كامل عالم هستى و مظهر تامّ و تمام حق مىشود ، و از انسان هم ، با قوسى صعودى به مبدأ اوّل باز مىگردد ؛ در جهانبينى نورى شيخ اشراق هم ، خداوند ، كه نور الانوار است ، با صدور صادر اوّل ، كه نور اقرب است و جز نقص مرتبه ، فرقى با نور الانوار ندارد ، عالم هستى را كه همه ، نور ذات اوست اغاز ، و در مرتبهء جماد ، كه غليظ ترين سايهء انوار است به نازلترين درجهء خود مىرساند و از جماد ، با سيرى صعودى به انسان مىرسد ، و نفس ناطقهء انسان هم ، كه جزئى از نور است با تجرّد از