تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣

در هر حال در كتاب تلويحات ، دليل حصر مقولات ، در « پنج مقوله » را اين گونه بيان مىكند : آنچه كه موجود است يا موجوديّتش به قيام به محلّ نيست ، كه « جوهر » است يا موجود در موضوع « 1 » و محلّ است ، اما غير ثابت است كه « حركت » است يا ثابت است ، جز به نسبت با چيز ديگرى قابل تعقّل نيست ( مانند پدرى - فرزندى ) كه « اضافه يا مضاف » است ، يا ثابت است و غير از اضافه است ، امّا ذاتا قابل تجزيه و نسبت است كه « كميّت » است ، يا قابل اينها نيست كه « كيفيّت » است ، پس امّهات مقولات در پنج نوع منحصر شد . « 2 »

ب ) تعريف مقولات دهگانه :

اوّلا ، گفتيم كه مقولات ، چون اجناس عالى هستند ، تعاريف حقيقى ندارند ، ثانيا ، در بين مقولات ، آنهايى كه غير جوهرند ، عرض هستند پس اعراض ، يا حركت و اضافه و كمّ و كيف هستند ( بنا بر رأى شيخ ) ، يا كمّ و كيف و اضافه و وضع و ان يفعل و ان ينفعل و اين و متى و ملك ، ( بنا بر رأى جمهور ) . شرح و توصيف مقولاتى چون : جوهر ، كمّ ، كيف و حركت ، در جاى خود در اين رساله آمده است و اينك به ترتيب فوق ، و از زبان خود شيخ - البته با ترجمه عبارات عربى ايشان ، زيرا در آثار فارسى بحثى از مقولات ، به جز جوهر و عرض و حركت ، به ميان نياورده است - به توصيف سادهء ساير مقولات مىپردازيم : 1 . « اضافه » : عرضى است در شىء ( موجود ) ، كه جز به نسبت با ديگرى قابل تصوّر نيست . مانند پدرى - فرزندى و . . . پدرى حالتى است كه بايد دو طرف داشته باشد يكى به عنوان پدر ، و ديگرى به عنوان فرزند ، فرزندى هم همين طور ) . 2 . « وضع » : و آن عبارت است از نسبت مختلف اجزاى جسم با هم ديگر به نسبت اختلاف جهات ، مانند حالت ايستادن و نشستن . ( اجزاى بدن در حالت ايستادن ، با توجّه به جهات مختلف و با توجّه به وضع اعضا نسبت به هم ديگر ، حالات متفاوتى دارند ) .
هامش
( 1 ) براى تعريف موضوع و محلّ و فرق آنها با مكان به اين مباحث : جوهر ، عرض ، صفت ، در اين رساله مراجعه شود .
( 2 ) تلويحات ، ص 11 .