تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ذات ترتيب موصل اليه ، منتهية فى التّبيين الى الفطريّات و الّا يتوقّف كلّ مطلوب للانسان على حصول ما لا يتناهى قبله و لا يحصل له اوّل علم قطّ و هو محال . . . » . ( حكمة الاشراق ، ص 18 ) شيخ - ره - بعد از اينكه معلومات انسان را به دو نوع فطرى و غير فطرى تقسيم كرد مىفرمايد : مجهول انسان - كه لا بد بايد غير فطرى باشد - اگر از آنهايى نبود كه با كمى به خود آمدن و تمركز حواسّ معلوم شود و نيز از معارف و معقولات ماورايى نبود . كه حكماى عظام با مشاهدات حقيقى حاصل از اشراقات نفوس مهذّبشان بدان مىرسند ، پس نيازمند ترتيب مقدّمات مرتّبى است كه از فطريّات آغاز و به كشف مجهول ، منتهى گردند . و اگر تلاشهاى ذهنى انسان چنين مبادى روشن و چنين نظم و ترتيبى را نداشته باشد ، دستيابى به كشف مجهول ، بر مقدّمات بىپايانى متوقّف خواهد شد و هيچ وقت اوّلين علم ، براى انسان حاصل نخواهد گشت و اين خود محال است .

معجزات و كرامات :

« . . . و افعال غريب از انبيا هم چون احداث زلازل و خسف و ابراء مرض و خضوع سباع و طيور ايشان را ، عجب نيست كه تو مىدانى كه بدن مطيع نفس است و مادّت عالم ، مطيع مفارقات باشند ، نديدى كه از خشم نفس ، بدن چون منفعل شود به حرارت ؟ . . . پس چون حال چنين است كسى كه نفس او به نور حقّ و ملائى اعلا روشن شود - و آن نور اكسير علم و قدرت است - عجب نباشد كه مادّت عالم ، مسخّر او شود و از روشنى روان او ، سخنش در ملائى اعلا مسموع باشد و دعايش بشنوند به هر چه ممكن است . . . » . ( پرتونامه ، ص 77 ) شيخ - ره - به دنبال مطالب فوق مىفرمايد و اين خود قاعده‌اى دارد كه بايد دانسته شود و آن اين است كه نفس ناطقهء انسانى از جنس نفس ناطقهء فلكى است و هر دو از انوار مجرّدند ، و نفوس ناطقه فلكى عالم‌اند به حركات و حاصل حركاتشان كه حوادث عالم است و صور همهء حوادث گذشته و حال و آينده در آنها منقّش است « و فى الجمله محيطند به اسباب و حوادث و اوقات ، از ماضى و مستقبل و آنچه واقع باشد در حال . . . » « 1 »
هامش
( 1 ) همان .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 328 | سيد محمد خالد غفارى