تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

شيخ - در اكثر آثارش مخصوصا آثار فارسى « 1 » ، به توصيف اين محدّد پرداخته است و به تفصيل ويژگىهاى آن را بيان كرده است ، امّا عبارات ، بسيار مفصّل است و در خلال آنها به استدلال هم پرداخته و موضوعات ديگرى را در ارتباط با اين موضوع نيز ، مورد بحث و بررسى قرار داده است . لذا در اين آثار تعريف مضبوط و منسجمى براى محدّد ، يافت نمىشود ، بلكه تنها توصيفهاى پراكنده است و اينك بعضى ديگر از اين توصيف‌ها : « . . . و بدان كه محدّد اگر حركت كند راست نشايد كه بجنبد . . . و ميان محدّد تهى نشايد كه باشد كه خلأ باطل است و همهء جهان ملأ است . و محيط و محدّد بسيط است و جسم بسيط هيچ شكلى را اقتضا نكند الّا گرد » . « 2 » « و محدّد نه از بالا به زير حركت كند نه از زير به بالا ، پس بايد نه ثقيل بود نه حفيف و نه حارّ باشد و نه بارد ؛ و حركت محدّد پيرامن مركز باشد و شكل او كرى باشد . . . و او را زير و بالا نباشد ، بلكه همه زير باشد يا همه بالا باشد ؛ و محدّد را نموّ نيست پس او را به غذا حاجت نيفتد و چون از غذا فارغ باشد پس بر او « كون و فساد » و [ فرق « 3 » ] نيايد . . . » . « 4 » « . . . پس محيط ، محدّد همهء اجسام است و آن آسمان بالائين است . و محدّد حركت نكند بر استقامت ، زيرا كه وراى او صوب نيست ، بلكه منتهاى جملهء صوبهاست به محيطش و مركزش ، و آنچه بدين گواهى مىدهد از قرآن ، بعد از ذكر آسمان

« وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ »

« 5 » و هر چه نه گوى بود او را زاويه و فرجه لازم آيد . . . » . « 6 » اين فقرات مجملى بود از حديث مفصّل شيخ - رحمه اللّه - در مورد محدّد يا فلك بالايين كه گوى شكل است . در اين فقره شماره 4 ، عبارتى هست كه بايد توضيح داد و آن اين است كه فرموده : « بلكه منتهاى جملهء صوبهاست به محيطش و مركزش » .

هامش
( 1 ) منظور من از « آثار فارسى » آثار فارسى غير رمزى است .
( 2 ) پرتونامه ، ص 15 .
( 3 ) منظور از « فرق » همان خرق ، يا پارگى و دريدن است .
( 4 ) بستان القلوب ، صص 359 - 360 .
( 5 ) سوره 50 ( ق ) آيهء 6 .
( 6 ) الواح عمادى ، صص 117 - 118 .