تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣

« . . . و الصّور المعلّقة ليست مثل افلاطون ، فانّ مثل افلاطون نوريّة ثابتة و هذه مثل معلّقة منها ظلمانيّة و منها مستنيرة للسّعداء على ما يلتذّون به ، بيض مرد و للاشقياء سود رزق . . . » . ( همان ، ص 230 ) « . . . و كان عند كثير من المتقدّمين لكلّ نوع من الانواع الجرميّة مثال و صورة قائمة نوعيّة لا فى مادّة ، هى جوهر عقلىّ يطابق المعنى المعقول من الحقيقة ، و ربّما احتجّوا بالامكان الاشرف و قالوا هذه الانواع اصنامها و هى رشم « 1 » منها و ظلالها ، و الحقائق الاصليّة هى تلك . و هذه مثل افلاطون . . . » . ( تلويحات ، صص 67 - 68 ) آنچه در فقرات فوق نقل شده تمام عبارات و فقراتى است كه در آثار شيخ - ره - با عباراتى نسبتا منسجم ، دربارهء « مثل معلّقه » ( صور معلّقه ) « و مثل افلاطونى » ، آمده است . در حكمة الاشراق ، به مناسبت‌هاى گوناگون اشاراتى به مثل معلّقه شده است ، امّا گوياترين توصيف از آنها ، همانهايى است كه اينجا نقل شده است . در ساير آثار عربى ايشان ، باز هم ، همين فقرهء منقول از تلويحات كه در مورد « مثل افلاطونى » است ، ديده شد . در آثار فارسى ايشان ، بحثى از « مثل » چه معلّقه و چه افلاطونى نيامده است ، تنها در يزدان شناخت اشاره گونه‌اى به مثل افلاطونى شده است كه آن هم زياد گويا نيست : « اكنون ببايد دانستن كه هر چه اندر آن عالم است ، بيشترين آن را مثلى و شبيهى اندرين عالم است . . . و كامل‌ترين موجودات كه او را اندرين عالم ، با آن عالم ، مناسبت و مشابهت است آدمى است و بدين سبب او را « عالم كوچك » خوانند . . . » . « 2 » بيشترين توضيح دربارهء « مثل معلّقه و افلاطونى » همان‌هايى است كه در حاشيهء قطب الدّين شيرازى بر حكمة الاشراق آمده است . در هر حال ، مثل معلّقه ، موجوداتى هستند نيمه مادّى كه شكل و مقدار دارند ، امّا مادّه ندارند ، بلكه اشباحى هستند قائم به ذات در عالمى كه واسطهء بين عالم اجسام و عالم انوار است و به عالم مثل موسوم است ، اين موجودات شبحى ، مثال و نمونهء

هامش
( 1 ) الوشم : اثر المطر ، الاثر من كلّ شىء ، المنجد .
( 2 ) يزدان شناخت ، ص 420 .