تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١

حواسّ است و لذا در اين موارد ، بابى براى مغيبات و معجزات و كرامات و اعمال خارق العاده ، باز نكرده‌اند و همهء اين حالات را حاصل تعاملات و تبادلات قواى ذهنى مىدانند ؛ و چون حسّ مشترك را ، انبار دريافته‌هاى حواسّ ظاهرى به حساب مىآورند موادّ اوليّهء بافته‌هاى متخيّله را هم از آنجا مىدانند . و شيخ اشراق ، هم در اكثر آثار فارسى و عربى خود ، غالبا ديدگاه آنها را نقل كرده و سپس در كتبى مانند الواح عمادى ، تلويحات و مخصوصا ، حكمة الاشراق به نقد و بررسى آنها پرداخته و با ديدگاه اشراقى - عرفانى خود آنها را تجزيه و تحليل نموده و سپس نظر نهايى خود را كه ناشى از جهانبينى عظيم نورى اوست ، بيان كرده است . « 1 » و اينك نمونه‌اى از برخورد اشراقى شيخ با همين متخيّله : « و متخيّله چون روى به چيزهاى محسوس نهد و نقل كند از چيزى به چيزى ، نفس را باز دارد از ادراك معقولات و بر او مشوّش گرداند منامات ، چنان كه در قرآن آمد ، در حديث منامات :

« وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ »

« 2 » و اوست كه چيزها را به هم درآميزد و چيزهايى درست را مشوّش گرداند . آيتى ديگر

« كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ، ما لَها مِنْ قَرارٍ »

« 3 » زيرا كه پيوسته در حركت است كه هيچ وقت آرام نگيرد و اين مخيّله است كه كوه است كه حايل است ميان عالم عقلى و نفوس ما . . . » . « 4 »

متقابلان :

« انّ المتقابلين هما الامران المتصوّران اللّذان لا يصدقان على شىء واحد فى حالة واحدة من جهة واحدة . . . » . ( مشارع و مطارحات ، ص 313 ) ( براى توضيح به « تقابل » در همين رساله رجوع شود ) .
هامش
( 1 ) ر . ك : « قوا » ، « ذاكره » و « رؤيا » در اين رساله .
( 2 ) سورهء 17 ( الإسراء ) آيه 62 .
( 3 ) سورهء 14 ( ابراهيم ) آيه 26 .
( 4 ) الواح عمادى ، ص 19 .