تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
يك ضربى ، ارجاع مىگردند و اثبات مىشوند : « . . . و السّياق الاتمّ ، ضرب واحد و هو « كلّ ج ، ب بتّة » و « كلّ ب ، آ بتّة » ، فينتج « كلّ ج ، آ بتّة » . . . و لا يحتاج الى تطويل كثير فى المختلطات ، بل الضّابط الاشراقىّ ، مقنع و السّياقان الآخران ذنابتان لهذا السّياق . . . » .

قياس خلف :

« و القياس الّذى يتبيّن فيه حقيّة المطلوب بابطال نقيضه ، هو قياس الخلف ، و يتركّب من قياسين : اقترانىّ و استثنائىّ . . . و فى الخلف يتبيّن انّ النّتيجة المحالة ما لزمت من المقدّمة الصّادقة و لا من التّرتيب ، فتعيّن ان تكون لنقيض المطلوب » . ( حكمة الاشراق ، ص 40 ) گاهى ممكن است نتيجهء به دست آمده از يك قياس ، مورد انكار واقع شود ، در اين صورت ، از راه اثبات بطلان نقيض مطلوب ، به اثبات آن مىپردازند و مىگويند : اگر اين قضيّه ، صادق نباشد بايد نقيض آن صادق باشد ، زيرا رفع نقيضين محال است ، يعنى نقيضين نمىتوانند با هم هر دو ، كاذب باشند ، اگر نقيض آن ، صادق باشد ، خلف از يك حقيقت مسلّم است و خلف از حقيقت ، باطل است ؛ پس نقيض قضيّهء مطلوب ، باطل است پس عين قضيّهء مطلوب ، حق و صادق است . ساختار اصلى اين استدلال ، يعنى ژرف ساخت آن از دو قياس تشكيل مىشود كه يكى از آنها ، قياس استثنايى و ديگرى قياس اقترانى شرطى است . براى مثال ، فرض كنيم ما از راه قياس ، نتيجه گرفته‌ايم كه « دروغگويى رذيلت است » و طرف ، منكر اين قضيّه است ، ما مىگوييم : اگر « دروغگويى رذيلت نباشد » ، « پس بايد فضيلت باشد » ، « امّا دروغگويى به دليل خلف از حقيقتى مسلّم نمىتواند فضيلت باشد » ، « پس دروغگويى يك رذيلت است » ، تا اينجا ، رو ساخت قياس است كه از يك قياس استثنايى تشكيل شده است ، امّا كبرا يا تالى اين قضيّه ، يك قياس اقترانى شرطى ، در ژرف ساخت خود دارد ، كه خلف بودن نقيض قضيّهء مطلوب ، از طريق آن ثابت مىشود . و اين است كه مىگويند : قياس خلف قياسى است مركّب از دو قياس : يكى استثنايى و ديگرى اقترانى .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 299 | سيد محمد خالد غفارى