در قياس استثنايى ، - كه معمولا از سه قضيّه تشكيل مىشود ، كه دو قضيّه آن با هم ممزوج مىگردند « 1 » و به شكل يك مقدّمه در مىآيند و آن را شرطيّهء متّصله يا منفصله مىگويند - آن جزئى را كه همراه حرف شرط است « مقدّم » ، و آن جزئى كه متضمن حرف جزا ( پس ، در اين صورت و . . . ) است « تالى » ناميده مىشود . قضيّه سوم ، يا مقدّمه دوم در قياس استثنايى ، قضيّهء حمليّهاى است . قياس اقترانى : قياسى است كه تنها بر مادّه نتيجه مشتمل باشد ، يعنى موضوع و محمول نتيجه به صورت اجزاى پراكنده در مقدّمات آن آمده باشند ، نه به صورت قضيّهاى مرتّب . مانند : عالم متغيّر است و هر متغيّرى حادث است پس عالم حادث است » . مقدّمات قياس اقترانى ، اگر همه ، حمليّه باشند ، آن را « قياس اقترانى حملى » و اگر مركب از شرطيّه و حمليّه باشند « قياس اقترانى شرطى » مىگويند . د ) اشكال قياس : « اشكال قياس » ، حاصل نحوهء قرار گرفتن حدّ اوسط ، در مقدّمات قياس اقترانى است ، يعنى اگر : حد اوسط ، در صغرا محمول و در كبرا ، موضوع باشد ، شكل اوّل است . و اگر در هر دو محمول باشد ، شكل دوم است . و اگر در هر دو موضوع باشد ، شكل سوم است . و اگر عكس شكل اوّل باشد ، شكل چهارم است . شرايط انتاج « 2 » در شكل اول : 1 . ايجاب صغرا 2 . كليّت كبرا . شرايط انتاج در شكل دوم : 1 . اختلاف مقدّمتين در كيف 2 . كليّت كبرا . شرايط انتاج در شكل سوم : 1 . ايجاب صغرا . 2 . كليّت يكى از مقدّمتين . شرايط انتاج در شكل چهارم : 1 . دارا بودن شرايط عمومى قياس اقترانى ، 2 . هيچ يك از مقدّمات سالبهء جزئيّه نباشد ، 3 . اگر هر دو مقدّمه موجبه بودند ، صغرا كليّه باشد .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٩٦
هامش
( 1 ) اين قضيّه ممزوج يا شرطيّه ، همان « جملهء مركب » از پايه و پيرو در اصطلاح دستور زبان فارسى است ، كه مقدّم ، همان جملهء پيرو است و تالى ، جملهء پايه .
( 2 ) قياس اقترانى داراى چهار شرط عمومى است كه عبارتاند از : 1 . تكرار حد اوسط ، 2 . موجبه بودن يكى از مقدّمات ، 3 . كلّى بودن يكى از مقدّمات . 4 . نتيجه بايد تابع مقدّمه كم بها باشد .