تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

كشد . و ديگرى را غضبى ، گويند تا آنچه ملايم و مناسب او نيست از خود دور كند و قوّتى ديگر بيافريده جنباننده ، تا آلات و اعضا را مىجنباند . و بردارندهء آن قوّتها از مدركه و محرّكه ، روح حيوانى است » . ( همان ، هياكل النّور ، صص 88 - 89 ) « و بدان كه در حيوان چند چيز مىبينى كه در نبات نمىبينى چون مدركى و محرّكى و محرّكى بر دو قسم است : قسمى را شهوانى خوانند و قسمى را غضبى . و شهوانى قوّتى است كه جذب چيزهايى ملايم كند . و غضبى قوّتى است كه دفع چيزهايى ناملايم كند . و مدار محرّكى بر مدركى است و مدركى بر دو قسم است : قسمتى ظاهر و قسمى باطن . . . » . ( همان ، بستان القلوب ، صص 351 - 352 ) از آنجا كه اوّلا ، تعاريف فوق واضح و روشن است و ثانيا مباحث فوق از مباحث عمومى فلسفه طبيعى است و نظر خاصّى از شيخ ، در آنها ديده نمىشود ، نيازى به شرح و توضيح نمىبينم « 1 » جز اينكه چند نكته را تذكّر بدهم : 1 . منظور از قوّه نزوعى و شوقى ، يكى است ، يعنى قواى شهوانى و غضبى را گاهى قوّهء نزوعى گفته است و گاهى قوّهء شوقى . 2 . در اين توصيف و تعريف‌هايى كه از قواى حيوانى شده است ، گاهى قواى نزوعى ( شوقى ) را قسم محرّكه گفته است و گاهى قسيم و بانى و باعث آن : « و قوّت نزوعى ، به آرزو ، محرّكه را بجنباند » .

قوّت نبات :

« . . . و اصول قواى نباتى سه است : اوّل غاذيه : و آن قوّتى است تصرّف كند در مادّت غذا و او را شبيه گوهر مغتذى گرداند و بدل آنچه متحلّل شده باشد باز آرد . دوم ناميه : و آن قوّتى است كه از او حاصل شود زيادت در اجزاى مغتذى بر نسبت مضبوط در جملهء اقطار ، كه فربه شدن جز نموّ است . . . سوم
هامش
( 1 ) با اين حال براى توضيح بيشتر ر . ك : شجاعت و عدالت در همين رساله .