تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

1 . حسّ مشترك ، يا به اصطلاح يونانيان ، « بنطاسيا » ، كه به منزله حوضى است كه جويهاى پنجگانهء حواسّ ظاهر بدان سرازير مىشوند . « . . . و آن قوّتى است مرتّب كرده در مقدّم تجويف اوّل دماغ ، و اجتماع جملهء محسوسات پيش او باشد و اگر او نبودى ما حكم نتوانستمانى كردن كه اين ( مثلا شكر ) سپيد و شيرين است و يا آن ( مثلا آلو سياه ) سياه و ترش است . . . » . « 1 » 2 . خيال ، « و آن قوّتى است مرتّب كرده در آخر تجويف اوّل دماغ و او خزانه‌دار حسّ مشترك است . . . » . « 2 » 3 . وهم ، « و آن قوّتى است مرتّب كرده در تجويف اوسط دماغ ، و اوست كه در حيوانات حكم كند بر جزويّات و گوسفند ادراك آن معنى كه در گرگ است به دو مىكند و آن سبب گريختن گوسفند است از گرگ . . . » . « 3 » 4 . متخيّله « و آن قوّتى است هم تعبيه كرده در تجويف اوسط دماغ ، و اوست كه تراكيب و تفاصيل به حكم اوست كه استنباط چيزها كند و انديشه‌هاى عجايب پيش گيرد . و هرگاه كه عقل بر او مستولى شود ، او را « مفكّره » خوانند و هرگاه كه وهم بر او غالب شود متخيّله خوانند ؛ و در قواى باطنى بلندتر از وى قوّتى نيست . . . » . « 4 » 5 . ذاكر يا حافظه ، « . . . و آن قوّتى است مرتّب كرده در تجويف آخر دماغ ، و خزانهء احكام وهمى است همچنان كه خيال ، خزانهء صور حسّ مشترك است » . « 5 » ( اگرچه در اين رساله ، بعضى از اين اصطلاحات ، در ترتيب الفبايى مورد بحث واقع شده‌اند ، امّا چون جاى اصلى اين مباحث اينجا - حرف ق و مبحث « قوا » - است ناچار بعضى از آنها مكرّر شده‌اند ) .

رابطهء قوا با نفس :

« و هذه القوى فروع النّور الاسفهبد فى صيصته و الصّيصة صنم للنّور الاسفهبد . فيحصل هذه
هامش
( 1 ) بستان القلوب ، صص 353 - 354 .
( 2 ) همان ص 354 .
( 3 ) بستان القلوب ، ص 355 .
( 4 ) همان .
( 5 ) همان .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 291 | سيد محمد خالد غفارى