تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
موضوع حكم را مشخّص مىنمايند « سور » ناميده مىشوند ، سور قضاياى عامّ : « كلّ » ( در موجبه ) و « لا شىء » ( در قضاياى سالبه ) است و سور قضاياى جزئيه ، « بعض » است . قضيه‌اى كه با سور ، همراه باشد ، مسوّره ناميده مىشود و شيخ ، قضيّهء مسوّره را « محصوره » ناميده است .

قضيّه محيطه :

« . . . و الحاصرة الكليّة سميّناها القضيّة المحيطة . . . » . ( همان ، ص 25 ) قضيّهء حاصره ، همان قضيّهء محصوره است كه با حاصر يا سور ، همراه است ، حال اگر موضوع اين گونه قضاياى شامل و فراگير همهء افراد باشد ، آن را محيطه ، مىنامد ، زيرا شامل و محيط همهء افراد است .

قضيّهء مهمله بعضيّه :

« . . . و الّتى عيّن الحكم فيها على البعض مهملة بعضية . . . » . قضيّهء مهمله بعضيّه ، قضيهء حاصره‌اى است كه موضوع حكم در آن بعضى از افراد است و سور آن هم كلمهء بعض است و همچنانكه قبلا گفته شد چون موضوعى كه با « بعض » محصور شده باشد ، مهمل و نامشخص است . لذا اين گونه قضايا را مهملهء بعضيّه ناميده است .

قوّه و فعل :

« . . . اعلم انّ القوّة قد يعنى بها استعداد وجود الشّىء الحاصل مع عدم حصوله . و الفعل ، كون الشّىء حاصلا . و يبطل هذه القوّة عند الفعل . و قد عرّف بانّه هو ما به يصير الشّىء بحيث ان يصحّ ان يصدر عنه فعل او يصدر عنه انفعال . و هذه القوّة تجتمع مع الفعل و الانفعال » . اصطلاح قوّه ، در معانى مختلفى به كار مىرود ، از جمله به معنى استعداد حصول وجود چيزى كه خود آن چيز هنوز موجوديّت نيافته باشد ، قوّه به اين معنى مقابل « فعل »
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 286 | سيد محمد خالد غفارى