تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
بالاخص ، زمان است و اسارت آن در حكم قدر از آنجا كه قدر ، عبارت است از تحقق يافتن منظّم و مرتّب جزئيات حادثاتى كه كليّات آنها از ازل ، در علم خداوند ظاهر و حاضر بوده‌اند ؛ و اين موجوديّت يافتن منظّم و مرتّب حادثات ، به توسّط حركات دورى و مستمرّ افلاك است ، و زمان ، هم تصوّر عقلى مدّت اين حركات افلاك است ، و افلاك هم جسم‌اند ، پس زمان ، حاصل و لازم ، حركات اجسام است و قدر هم ، نظم و ترتيب دقيق حاكم بر اين حركات و حادثات اجسام است ؛ پس زمان كه حاصل و لازم اين حركات اجسام است ، محكوم و اسير قدرت است و به عبارت ديگر همان فعليّت يافتن تدريجى و مستمرّ قدر است .

قضيّه :

« . . . القضية قول يمكن ان يقال لقائله انّه صادق فيه او كاذب . و القضيّة الّتى هى ابسط القضايا هى الحمليّة و هى قضيّة حكم فيها بانّ احد الشّيئين هو الاخر . . . فالمحكوم عليه يسمى موضوعا و المحكوم به يسمّى محمولا . . . » . ( حكمة الاشراق ، ص 22 ) اگر چه شيخ ، در بسيارى از اصطلاحات و تقسيم‌بنديهاى موضوعات « منطقى » تصرّفاتى نموده كه در بحث « تناقض » و « عكس » و غيره ، در اين رساله ، بدانها اشاره شده است ، در تعريف قضيّه و تقسيم آن به حمليّه و شرطيّه و تقسيم شرطيّه به متّصله و منفصله و نيز در تسميهء نهاد و گزارهء قضايا به موضوع و محمول و مقدّم و تالى ، تغييرى نداده است ؛ تنها براى بعضى عناوين ، اصطلاحات تازه‌اى به كار برده كه اينك به آنها اشاره‌اى خواهيم داشت .

قضيّهء شاخصه :

« فالقضيّة التى موضوعها شاخص نسمّيه شاخصة » . ( همان ، ص 24 ) شيخ - ره - بعد از تعريف قضيه و اشاره به انواع و اقسام آن ، مىفرمايد : قضيّه يك حكم است و موضوع حكم بايد مشخّص باشد ، زيرا شما هر علمى را كه بررسى كنيد
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 284 | سيد محمد خالد غفارى