تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
او راه نيابد و آنچه حق تعالى در قرآن مجيد خبر مىدهد
« فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ »

« 1 » دلالت مىكند بر آنكه محدّد ( فلك اطلس ) را فطور نيست و « فطور » ، فرجه باشد ، يعنى سوراخ . . . و حق تعالى او را از اين چهار طبايع نيافريد ، بلكه از چيزى ديگر بيافريد كه آن را « طبيعت خامسه » خوانند ، لا جرم تا منقرض عالم هيچ آفتى به دو راه نيابد . . . و اين افلاك كه برشمرديم همه از يك جنس بيافريد . . . » . « 2 » يكى ديگر از ويژگىهاى مهمّ فلك ، كه در اين توصيف هم بدان اشاره شده است حركت دورانى افلاك است كه ناشى از هوشمندى و هدفدارى آنها ، يعنى همان زنده و ناطق بودن است : « . . . و جرمى كه حركت مستدير كند متصوّر نيست كه حركت [ او ] طبيعى باشد . . . پس محدّد و جملهء افلاك حركات ايشان ارادى است و ايشان زنده‌اند و درّاك‌اند . پس ايشان را نفس ناطقه باشد . . . » . « 3 » ب ) دليل وجود افلاك : حكما وجود افلاك را به چند طريق اثبات نموده‌اند : يكى از آن طرق ، اثبات آن در ضمن مسألهء صدور كثرت از وحدت و ترتيب وجود است كه اگر چه بارها به مناسبت‌هاى مختلف در اين رساله بدان اشاره شده است ، چون جايگاه اصلى آن ، اين جاست مختصرى از كلام شيخ در اين زمينه را باز نقل مىكنيم : « . . . حال چنين است كه معلول اوّل را وجوب است به علّت خويش و امكان است در ذات خويش ؛ از آن روى كه تعقّل وجوب كند چيزى شريف از او حاصل شود و آن عقلى ديگر است و از آن روى كه تعقّل امكان خود كند و تعقّل ماهيّت خود كند ، فلكى و نفسى از آن فلك حاصل شود و اين فلك اعلى است . . . و از عقل دوم هم . . . فلك ثوابت و نفس او . . . و همچنين از هر عقلى ، عقلى و نفسى و فلكى حاصل شود تا به عقل نهم كه فلك قمر از او حاصل شود . . . » . « 4 » طريق فوق ، منهج حكماى مشّاء است در اين استدلال برهان ، صدور واحد از واحد و

هامش
( 1 ) سورهء 67 ( الملك ) آيهء 3 ، ( از حاشيهء متن فوق ) .
( 2 ) بستان القلوب ، صص 359 - 360 .
( 3 ) الواح عمادى ، صص 150 - 151 .
( 4 ) پرتونامه ، صص 53 - 54 .