شايد بتوان گفت در بين موضوعهاى فراوانى كه در آثار شيخ اشراق مطرح شدهاند چهار پنج موضوع بيشتر از همه مورد بحث قرار گرفتهاند ، يكى از آنها فلك ( افلاك ) است كه بحث از آن به مناسبتهاى مختلف در سراسر آثار شيخ پراكنده است ؛ لذا براى جمع كردن نكتههاى اهمّ اين مطالب پراكنده ، عناوينى براى اين بحث معيّن كرديم تا زير هر عنوان مطالب مربوط بدان - و بيشتر از زبان خود شيخ - آورده شود . الف ) تعريف و توصيف فلك : در آثار شيخ ، تعريف منسجمى از فلك ، يافت نمىشود ، بلكه مثل بعضى موضوعهاى مهمّ ديگر ، در يك « نظم پريشان » به مناسبتهاى مختلف ، هر بار چيزهاى از مشخصات آن را آورده است ، توصيف فوق جامعترين توصيفى از فلك ، در آثار شيخ است كه يك جا ذكر شده است بنا بر توصيف فوق : افلاك ، موجوداتى هستند زنده ، ناطق ( انديشمند ) ايمن از كون و فساد با اجسامى متشكّل از يك طبيعت پنجمى ( غير از عناصر اربعه ) كه با تصميم و اراده و با عشقى به مبادى و مفارقات به دور مركز خود كه زمين است در حركتى گرد دورى ، مىگردند . در اين توصيف برخى از ويژگىها ، مترتّب بر بعضى ديگرند مثلا كروى بودن ، حركت به دور مركز ، سرد و گرم و تر و خشك و سبك و سنگين نبودن ، همه ناشى از نوع جرم آنهاست كه چيزى است بسيط ( غير مركّب ) از جنسى غير از جنس عناصر اربعه بلكه از طبيعتى پنجم : « . . . و جسم بسيط هيچ شكلى اقتضا نكند الا گرد ، زيرا شكل ناگرد در همهء اجزاء جسم متشابه نبود ، و يك حقيقت چيزهاى مختلف اقتضا نكند ، و متشابه در همهء اجزا از اشكال ، گرد است . . . » . « 1 » « دريده نشدن » ، يعنى ايمن بودن از كون و فساد عالم عناصر هم ناشى از دو چيز است : يكى اينكه چون عنصرى نيستند فارغ از جنگ و ستيز عناصرند و ديگر اينكه چون كمال جسمانى دارند نموّ ، ندارند تا نيازمند تغذيه باشند و قابل كون و فساد گردند : « . . . و بدان كه هر چه را نموّ است به غذا محتاج است و هر چه به غذا محتاج باشد قابل كون و فساد است و فرق ، مر او را لازم باشد و چون از غذا فارغ باشد كون و فساد بر
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٧٥
هامش
( 1 ) پرتونامه ، ص 15 .