تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
تغيّر و تبدّل عالم ، گاهى سطحى و به صورت تبدّل كيفيّات است ، مثل سرد و گرم شدن آب ، يا گرم و سرد شدن هوا ، يا خشك و تر شدن خاك ؛ و گاهى عمقى و به شكل متغيّر شدن صورت عناصر و اشياء است ، مثل ، بخار شدن آب يا آتش شدن هوا ، خاك شدن چوب ، آدم شدن نطفه . تغيّر و تبدّل كيفيّات را « استحاله » و تغيّر و تبدّل صور عناصر و اشياء را به جهت از بين رفتن صورتى ، فساد و از جهت جايگزين شدن صورتى ديگر به جاى آن ، كون مىگويند .

فقير :

« و هر چه او را در ذات يا در صفات به غيرى حاجت افتد فقير باشد . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 46 ) فقر ذاتى يعنى اينكه شىء ، براى موجود شدن ، به غير نيازمند بوده و براى بقا هم باز به دو نياز داشته باشد . فقر در صفات يعنى اين موجود ، براى طى مراحل كمال باز به غير خود متّكى باشد . اين دو فقر اساسى از ويژگىهاى ممكنات است . زيرا ممكن ، براى خروج از عدم نيازمند مرجّح است و براى بقا و رهايى از نقص و سير به سوى كمال باز محتاج به مدد و عنايت غير است و اين غير هم ذات واجب الوجود است . پس همهء ممكنات فقيرند منتها ، مراتب فقر در آنها به نسبت قرب و تشبّه به مبادى و ذات اقدس واجب الوجود ، متفاوت است و غنى مطلق تنها ذات واجب الوجود است .

فلك :

« . . . و اجرام فلكى دريده نمىشوند به هيچ وجه ، و بر استقامت حركت نكنند نه به مركز و نه از مركز ، بلكه حركت ايشان گرد و دورى بود بر مركز ، لازم آيد كه ايشان ، اعنى افلاك نه سبك باشند و نه گران و نه گرم و نه سرد و نه تر و نه خشك ، بلكه ايشان طبيعت پنجم‌اند و گرد زمينى ( زمين ) در آمده‌اند . . . پس آسمانها كروىاند و محيطاند ، زنده‌اند و ناطق و عاشق نور قدس‌اند و مطيع آفريدگار خود در عالم اثير هيچ مرده نيست . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ هياكل النّور ، ص 103 )