قضاياى معتبر چهارگانه ، به شرح زير خواهد بود :
1 . عكس موجبهء كليّه و موجبهء جزئيّه ، موجبهء جزئيّه است .
2 . عكس سالبهء كليّه ، سالبه كليّه است .
3 . سالبهء جزئيّه عكس ندارد .
امّا از آنجا كه شيخ اشراق - ره - همهء قضايا را به يك قضيّه ، و همهء جهان را به يك جهت برمىگرداند ، يعنى تمام قضاياى معتبر را با تغييرى جزئى در ساختار آنها به موجبهء كليّه يا به قول خودشان به موجبهء محيطهء ، برمىگرداند و نيز جهات معتبر هشتگانه را همه ، به ضروريّه ، مبدّل مىنمايد و در نتيجه تمام قضايا به يك قضيّهء موجبهء ضروريهء بتّاته ، مبدّل مىشوند ، پس عكس مستوى قضايا به شرح زير خواهد شد :
1 . موجبهء كليّه و جزئيّه : موجبهء جزئيّه .
2 . سالبهء كليّه : سالبهء كليّه .
3 . سالبهء جزئيّه : سالبهء كليّه ، يا موجبهء جزئيّهء معدولة المحمول .
و در همه حالات هم صدق و كذب قضيّه و هم كيفيّت آن - جز در برگرداندن سالبهء جزئيه ، به موجبهء معدولة المحمول - به حال خود باقى مىماند در حالى كه سالبهء جزئيّه ، در روال مشّائيان ، عكس ندارد .
شيخ اشراق ، در اين مورد مىفرمايد : اصولا قضاياى جزئيّه ، كه معمولا با كلماتى از قبيل : بعضى و برخى و غيره ( البته برخى در زبان فارسى ) مسوّر مىشوند ، مهملند ، و بايد آنها را مهمله بعضيّه خواند ، و قضاياى مهمله هم نمىتوانند در علوم مفيد باشند ، پس بايد با معيّن كردن موضوع قضيّه ، آنها را از مهمله بودن در آورد و به كليّه ( محيطه ) مبدّل كرد ، و در اين صورت ، موجبهء جزئيّه به موجبهء كليّه و سالبهء جزئيّه هم به سالبه كليّه ، برمىگردند و سالبهء كليّه هم عكس دارد ؛ و يا در قضاياى سالبه مىتوانيم ، سلب را جزء موضوع و يا محمول قضيّه قرار دهيم و رابطهء ايجابى بين موضوع و محمول را كه سلب ، قاطع آن است حفظ نماييم و قضيّهء سالبه را به قضيّهء موجبه برگردانيم . « 1 »
هامش
( 1 ) براى توضيح و مثال ر . ك : صص 22 تا 33 ، حكمة الاشراق و يا صص 88 تا 95 كتاب فلسفه ، سهروردى ابراهيمى دينانى .