ممكن است قريب ، بعيد ، عامّ خاصّ و غيره باشد ، اين علّت ، معمولا از ذوى الحيات است يعنى موجود زنده است . 2 . علّت مادّى : كه عبارت است از مادّه و مواد تشكيل و دهندهء وجود معلول مانند چوب و ميخ و غيره در صندلى . 3 . علّت صورى : كه عبارت است از شكل هندسى و هيأت ظاهرى معلول ، كه با حاصل شدن آن ، معلول موجود مىشود كه حصول آن هم مستلزم حصول علل فاعلى و مادّى و غيره است . 4 . علّت غايى : و آن عبارت است از هدف و انگيزهاى كه موجب فعّاليّت فاعل براى ايجاد معلول مىشود . بديهى است كه در بين مفاهيم سهگانه واجب و ممتنع و ممكن تنها ممكن است كه براى موجوديّت نيازمند علّت است ، زيرا واجب ، وجودش از خود است و نياز به علّت ندارد و ممتنع هم ، عدمش ضرورى است و علّتپذير نيست . در بين ممكنات ، موجوداتى هستند كه تنها به علّت فاعلى نياز دارند ، مانند عقول ، زيرا آنها نه مادّه دارند و نه صورت ، و نه تعلّقى با مادّه ، تا غايت وجود آنها باشد . بنا بر اين علّت تامّ ، ممكن است تنها يكى باشد ، مثل ذات حقّ در آفريدن عقل اوّل ، و ممكن است متشكل از مجموعهاى باشد كه بر روى هم ، علّت تامّ باشند : « . . . در جمله هر چه او را در وجود چيزى مدخل است او جزء علّت اوست چون ارادت ، يا آلت يا برخاستن مانعى يا حاصل شدن وقتى و يا مادّهاى و يا يارىدهندهاى با او ( با فاعل ) ، و مجموع همه ، علّت تامّ است . . . » . « 1 » علّت ، ممكن است تنها تقدّم عقلى بر معلول داشته باشد ، ولى از لحاظ زمان هر دو با هم موجود شوند ، مانند شكستن و شكسته شدن ، كه اگر چه شكستن از نظر عقلى بر شكسته شدن مقدّم است ، از نظر زمان با هم صورت مىگيرند . « 2 » نكتهء آخر در اين بحث ، ملاك احتياج به علّت است ، گفتيم كه در بين مفاهيم سهگانهء واجب و ممتنع و ممكن ، يا در بين موجودات ، تنها ممكن است كه نيازمند علّت است و
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٦٥
هامش
( 1 ) الواح عمادى ، ص 135 .
( 2 ) ر . ك : انواع تقدّم .