هيولى كه قابل صورت است .
مرحلهء عقل بالملكه ، آن است كه از مرحلهء هيولانى و بالقوّه گذشته و مدركاتى براى آن حاصل و در او قدرت و ملكه انتقال به مرحله بالفعل پيدا شده است .
مرحلهء عقل بالفعل ، آن است كه از مراحل قبلى عبور كرده و علاوه بر حصول اوّليّات ، نظريّات هم برايش حاصل شده است ، اما حضور آنها هنوز نيازمند التفات و توجّه است .
مرحلهء عقل بالمستفاد ، مرحلهاى است كه بعد از طىّ همهء مراحل قبلى بدان نايل مىآيد ؛ در اين مرحله ، براى حصول و حضور معلومات و استحضار امور ، نيازى به توجّه و التفات ندارد ، بلكه تمام نظريّات بالفعل ، نزد او حاصل و حاضرند . اين مرحله ، مرحلهء اتّصال به عقل فعّال ، و مرحلهء كمال و تمام عقل هيولانى است و او در اين مقام صور همهء اشياء را در مبدأ فيّاض خود كه عقل فعّال است مشاهده مىكند و ديگر نيازى به فكر و توجّه ندارد . « 1 »
جاودانگى عقول :
« و عقول هرگز باطل نشوند ، زيرا كه ايشان را حاملى و تعلّقى با حاملى نيست و به جز بر علّت فيّاض خويش موقوف نيستند ، و واجب الوجود دائم است . پس عالم عقل به وجود او دائم باشد كه بر غير او موقوف نيستند » .
( پرتونامه ، ص 66 )
عقل اوّل :
« عقل اوّل يد مقدّس اوست و جملهء عالم ملك ، يعنى عالم اجسام و عالم ملكوت يعنى عالم مفارقات ، زير قهر ابداع اوست و آيتى بدين گواهى مىدهد :
« تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ »
« 2 » . . . و آيتى ديگر گفت :
« قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ »
« 3 » و الملكوت هو الرّوحانيّة الّذى يكون ذلك الشّىء كصنم و ظلّ له ، يعنى آنچه [ شىء ] چون سايه و صنم او باشد ، چنان كه
هامش
( 1 ) مطالب عقل به معنى لغوى و عقل به معنى قوه ادراكى انسان را ، از فرهنگ علوم عقلى سيّد جعفر سجادى اخذ و اقتباس كردهام .
( 2 ) سورهء 67 ( الملك ) آيه 1 ( نقل از حاشيه متن ) .
( 3 ) سورهء 23 ( المؤمنون ) آيهء 90 ( نقل از حاشيهء متن ) .