تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

العلى ، الّتى شاهدها بعض النّاس فى قيامتهم . . . » . « 1 » طريق اثبات عقول ( انوار ) ، از راه بحث و استدلال متعدّد است اهم آنها يكى ، راه اصل مشهور و كلّى « الواحد لا يصدر منه الّا الواحد » است كه مستمسك حكماى مشّاء و اشراق است و ديگرى ، راه قاعدهء « امكان اشرف » است كه به ظاهر مختصّ مكتب اشراق است . اثبات وجود « عقل » از طريق اصل « الواحد لا يصدر منه الا الواحد » به اين ترتيب است كه مىگويند : موجودى كه از هر جهت واحد باشد و به عبارت ديگر ، جز ذاتش هيچ جهتى ديگر نداشته باشد ، نمىتواند جز واحد را صادر كند ، و چون خداوند هم واحد و احد است ، پس در آغاز خلقت و ابداع هستى ، تنها يك موجود از او صادر شده است ، و اين موجود هم نمىتواند جسم باشد ، زيرا جسم مركّب از هيولى و صورت است و داراى جهات است و مستلزم تعدّد جهات در ذات بارى است : و نيز نمىتواند هيأت و صفات و صورت باشد ، زيرا اينها عرض‌اند و عرض هم نيازمند محلّ است و نيز نمىتواند نفس باشد ، زيرا نفس هم ، اگر چه جوهر مجرّد است ، نيازمند جسمى است كه در آن تصرّف كند ، پس اگر اين موجود اوّل عرض يا نفس باشد بايد همراه آفرينش آنها ، محلّى يا جسمى هم آفريده مىشد و اين هم باز مستلزم تعدّد جهات در ذات حقّ است كه محال است . لذا بايد اوّل صادر از ذات حقّ چيزى باشد كه از هر جهت واحد و مجرّد از مادّه و تعلّق مادّى باشد و آن هم « عقل » ، يا به اصطلاح اشراقيّون « نور » است : « . . . بدان كه : از يكى ، كه به حقيقت يكى باشد از جملهء وجوه ، جز يكى صادر نشود ، و در واجب الوجود كثرت جهات محال است ، پس آنچه از او در وجود آيد يكى باشد ، و اين يكى جسم نباشد زيرا كه جسم مركب از هيولى و صورت است . . . و صفات و صورت را محلّى بايد . . . و نفس نباشد كه نفس را جسم بايد كه در او تصرّف كند . . . پس آنچه از او صادر شود جوهرى است مجرّد از مادّت از جملهء وجوه ، و هر چه چنين باشد ما او را « عقل » گوييم . . . » . « 2 » و امّا قاعدهء امكان اشرف ، كه خاص حكماى اشراق است به طور خلاصه اين است

هامش
( 1 ) همان ، ص 162 .
( 2 ) مجموعهء مصنّفات ، پرتونامه ، صص 40 - 41 .