تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

كه چون ممكناتى همچون اجسام و اعراض و نفوس ناطقه ، كه مادّى يا متعلّق به ماديّات هستند ، موجودند ، و فرض وجود موجودى كه از هر جهت مجرّد از مادّه و تعلّق مادّى باشد ممكن است ، پس بايد چنين موجود شريفى قبل از موجودات خسيس از ذات بارى صادر شده باشد ، و آن موجود هم عقل ( نور ) است : « . . . و بدان كه چون ممكن خسيس موجود شود ، بايد كه ممكن شريف ، پيش از آن موجود باشد . . . و چون اجسام و اعراض و نفوس ناطقه را مىدانيم كه موجودند ، و جوهرى مجرّد از مادّت از جملهء وجوه برى از تغيير شريف‌تر باشد از جوهرى كه مجرّد نيست و از مجرّدى از مادّت كه از علايق مادّت مجرّد نيست ؛ و اينها موجودند ، پس او بايد كه پيش از اينها موجود باشد . . . پس بايد اوّل چيزى كه از واجب الوجود حاصل آيد اين جوهر باشد و اين ، « عقل » است . . . » . « 1 » بعد از اثبات وجود « عقل » به عنوان اوّلين صادر ، بحث ترتيب و تكثير وجود است كه از اين عقل آغاز مىگردد ، و اين عقل است كه با تعقّلات سه‌گانه‌اش موجب صدور ساير عقول و همچنين ايجاد افلاك و نفوس مىشود . « 2 » اين اوّلين صادر ، اسامى مختلفى دارد از جمله : در فلسفه مشّاء « عقل اوّل » ، و در فلسفه اشراق ، « نور اقرب » ، و در عرفان « حضرت احديّت » ، « نور محمدى » ، « قلم » و غيره و در دين زردشت ، « بهمن » است . از اين عقل اوّل ، عقول و انوارى صادر مىشوند كه در بين آنها عقل دهم ( عقل فعّال ) به اصطلاح حكمت مشّاء و صاحب صنم نوع انسانى يا روح القدس ( جبرئيل ) در مكتب اشراق ، جايگاه خاصّى دارد و تدبير و تصرّف در عالم افلاك و عناصر و مخصوصا كدخدايى عالم مركّبات به دو سپرده شده است : « . . . بدان كه نفوس يا به قوّت‌اند اوّل كه حاصل شوند ، و مكمّل ايشان و به در آورنده از قوّت به فعل آن است كه حكما آن را « عقل فعّال » خوانند و شرع آن را « روح القدس » خواند . . . و آن واسطهء وجود عالم عنصر است و كدخداى عنصريّات است به امر حق تعالى . . . » .

هامش
( 1 ) پرتونامه ، صص 45 - 46 و نيز ر . ك : « امكان اشرف » .
( 2 ) ر . ك : ترتيب وجود ، « صادر اوّل » ، در همين رساله .