تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و چون اين شجرهء طيّبه باليدن آغاز كند و نزديك كمال رسد ، عشق ، از گوشه‌اى سر برآرد و خود را در او پيچد تا به جايى رسد كه هيچ نم بشريّت در او نگذارد ، و چندان كه پيچ عشق بر اين شجره زيادت مىشود ، عكسش ، كه آن شجره منتصب القامه است ، ضعيف‌تر و زردتر مىشود تا به يك بارگى علاقه ، منقطع گردد ، پس آن شجره ، روان مطلق گردد و شايستهء آن شود كه در باغ الهى جاى گيرد :
« فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي . . .
« 1 »
»

. « 2 » ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 68 )

عفت :

« . . . و عفّت توسّط قواى شهوانى است در آنچه مشتهى باشد و نامشتهى باشد به حسب رأى صحيح . و عفّت ، در ميان دو چيز مذموم است و آن خمود و شبق « 3 » است . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 68 )

عقاب :

« عقاب بر خطيئه نه منتقمى بيرون كند از سر غضب ، بلكه نفس حامل عذاب خويش است با خود ، همچنانكه كسى مبتلا شود به بيمارى از بهر تهمتى ( ظاهرا نهمتى ) سابق » . ( پرتونامه ، ص 61 ) عقاب و عذاب گناهكار ، نه به اين دليل است كه خداوند بخواهد بدين وسيله خشم و غضب خود را نسبت به او فرو نشاند ، بلكه آنچه مايهء و وسيلهء عذاب گناهكار است ، اعمال و افكار نادرست خود اوست كه به صورتهاى دهشتناك و عذاب‌آور در خواهند آمد و او را احاطه خواهد كرد و عذاب خواهند داد ؛ همچون كسى كه در نتيجهء بىاحتياطى در خوردن غذاهاى ناسازگار به مرضى سخت مبتلا شود : « . . . عذاب ، نه از بهر آن است كه بارى تعالى را خشم بر او غالب شود چنان كه پادشاه
هامش
( 1 ) سورهء 89 ( و الفجر ) آيهء 30 - 31 ( نقل از حاشيهء متن ، ص 289 .
( 2 ) نقل متن مفصل فوق ، تنها به جهت عمق و علوّ معنى و شيوايى و شيرينى عبارت و تنوّعى در سياق مطالب خشك و سنگين رساله بود .
( 3 ) شبق ، يعنى شدت شهوت و شدّت ميل به جماع .