تقسيم عالم به خلق و عالم امر ، تقسيمى كلّى از ما سوى اللّه است ، بدين معنى كه آنچه آفريده است يا وجودش كاملا مجرّد از مادّه است و قابل اشاره و ادراك بصرى و تقدير و اندازه نيست ، آن عالم امر است كه شامل عالم عقول و نفوس است ، و يا وجودش مادّى است ، يعنى داراى مقدار و اندازه است و قابل ادراك بصرى و اشاره است ، آن عالم خلق يا عالم اجرام است كه خود در برگيرنده عالم اثير و عالم عناصر است .
عالم كوچك :
« . . . اكنون ببايد دانستن كه هر چه اندر آن عالم است بيشترين آن را مثلى و شبيهى اندرين عالم هست ، اگر چه اين عالم به اضافت آن عالم ، سخت ضعيف و حقير است و همچون ظلّ و شجر است ، و كاملترين موجودات ، كه او را اندر اين عالم با آن عالم مناسبت و مشابهت است ، آدمى است و بدين سبب او را « عالم كوچك » ، خوانند ، به حكم آنكه حواشى عالم روحانى و جسمانى را بر هم زدهاند و نمودارى مختصر كه آدمى است از او با هم آورده . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ يزدان شناخت ، ص 420 )
عالم مثل معلّقه : ( عالم مثال )
« . . . و لى فى نفسى تجارب صحيحة تدلّ على انّ العوالم اربعة : انوار قاهرة و انوار مدبّرة و برزخيان و صور معلّقة ، ظلمانيّة و مستنيرة . . . و من هذه النّفوس و المثل المعلّقة يحصل الجنّ و الشّياطين . . . و هذا العالم المذكور نسمّيه عالم الاشباح المجرّدة ، و به تحقّق بعث الاجساد و الاشباح الرّبانيّة و جميع مواعيد النّبوّة . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، صص 232 - 234 ) حكماى معتقد به ماوراى طبيعت ، قائل به وجود دو عالم كاملا متفاوت با هم هستند :
عالمى مادّى و عالمى غير مادّى ، در ميان اين حكما ، فلاسفه مشّاء ، عالم مادّى را به دو عالم اثير و عناصر و عالم ماوراى مادّه را به دو عالم عقول و نفوس تقسيم كردهاند .
امّا حكماى اشراقى و مخصوصا شيخ اشراق با تأثر از حكمت خسروانى ايران باستان ، و حكمت متعالى حكماى اشراقى قديم يونان ، طرح ديگرى از اين عالمها انديشيدهاند ،