عالم ، در اجرام افلاك ظهور مىكند و بعد از اقتضاى دور ، اشباه و امثال آن صور در آن اجرام به همان ترتيب بروز مىكند و هكذا الى ما لا نهاية له و چون مانع ادراك آن صور و نقوش ، ابدان جسمانيّه است ، پس بعد از فناى ابدان ، هر شخصى را جميع اعمال او از اوّل عمر تا آخر به تفصيل منعكس مىشود . . . » . « 1 » گر چه در شرح انواريّه از متن فوق ، اطّلاع انسان از حوادث عالم و حوادث اوّل تا آخر عمر خود ، موكول به فناى بدن شده است ، امّا همچنانكه در بحث معجزات و كرامات و رؤيا و علم به مغيبات ، مكرّر آمده است ، چون نفس انسان از نور است و حجابى در عالم نور نيست و چيزى از اين عالم محجوب نيست ، هرگاه نفس انسان بتواند از مشغلت عالم مادى و تشويش حواسّ ظاهرى و باطنى خلاص شود و از آلودگىهاى تعلّق مادى خود را پاك گرداند و با عالم خود كاملا مرتبط شود ، و از اشراقات و مشاهدات عالم انوار برخوردار گردد ، در همين حيات مادّى دنيوى هم مىتواند بر مغيبات ، كه در واقع همان صور مثبت و منقّش حوادث عالم بر افلاكاند ، آگاه شود . نكتهاى كه در اينجا لازم به ذكر است اين است كه بر مبناى اين عقيده ، انسان تابع سرنوشتى است كه براى او رقم زده است و در حركات و سكنات خود مجبور و مضطرّ است .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٢٩
به بحث رؤيا مراجعه شود .
هامش
( 1 ) انواريّه ، صص 226 - 227 ، به اختصار .