تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
نكتهء آخر اينكه : « صورت » ، اطلاقات و مصاديق ديگرى را نيز دارد از جمله : 1 . كمال هر چيزى را - چه مادّى و چه معنوى - صورت آن چيز مىگويند . 2 . آنچه كه منشأ صدور افعال مختلف و مختص به هر نوعى است و منشأ اختلاف انواع و خواصّ آنها است كه اين را صورت نوعيّه مىنامند . 3 . مثل افلاطونى را ، صور مفارقه مىگويند . 4 . مثل معلّقه را ، صور مثاليه مىنامند . 5 . صور جسميّه ، آنچه جوهريّت جسم با آن است . ملا صدرا مىگويد تمامى معانى و اطلاقاتى كه براى صورت هست همگى در اين معنى كه « ما به يكون الشّىء هو بالفعل » مشترك‌اند و اين معنى جامع همه است . وى مىگويد صورت ، جهت فعليّت اشياست و در بسايط نفس طبيعت است به حسب ذات ، و غير طبيعت است به اعتبار ديگر ، صورت مفيد و هيولى مستفيد است و از اين جهت صورت متقدّم بر هيولى است . صورت ، گاه بسيط است مانند صورت هر يك از عناصر و گاه مركب است مانند صورت انسان و گاه خاصّ است مانند صورت نوعيّه . « 1 »

صور آيينه‌ها و تخيّل :

« . . . و الحقّ فى صور المرايا و الصّور الخياليّة انّها ليست منطبعة ، بل هى صياص معلّقه ليس لها محلّ ، و قد يكون لها مظاهر ، و لا تكون فيها ، فصور المرآة مظهرها المرآة و هى معلّقة لا فى مكان و لا فى محلّ ، و صور الخيال مظهرها التّخيل و هى معلّقة . . . » . ( حكمة الاشراق ، صص 211 - 212 ) همچنانكه مشهور است شيخ اشراق - رحمه اللّه - معتقد به عالم مثال است ، عالمى كه حدّ فاصل بين عالم عقل و عالم حسّ ( عالم اجرام ) است و معتقد است كه هر موجودى از موجودات دو عالم عقل و حسّ ، مثالى و شبحى در اين عالم دارند ، اشباح موجود در اين عالم ، مقدار و شكل دارند اما مادّه ندارند . و شبح بعضى از صور و اشكال عالم ما را با انتساب به همين عالم مثال ، توجيه مىكنند از جمله : صورى كه در هنگام خواب و رؤيا
هامش
( 1 ) فرهنگ علوم عقلى .