خاتمهء اين قسمت از مقال مىفرمايد : « . . . فاذا تبيّن لك انّ الجسم ليس الانفس المقدار القائم بنفسه ، فليس شىء فى العالم هو موجود فحسب يقبل المقادير و الصّور و هو الّذى سموه الهيولى . . . » . « 1 » و بعد از ابطال نظريهء وجود « هيولى » ، به ابطال نظريهء وجود « صورت » به عنوان جوهرى كه مقوّم هيولى باشد مىپردازد . و آن را چيزى جز هيأتى ( عرضى ) كه عارض جسم مىشود ، نمىداند و در اين باره مىفرمايد : اگر چه وقتى كه ما ثابت كرديم كه جسم چيزى جز مقدار نيست ، ديگر از بحث در مورد « هيولى » بىنيازيم ، اما غرض از ايراد اين ادله ، بيان اشتباهات آنهاست . و براى بيان اشتباهات مشّائيون در مورد مسأله « صورت » ، مىفرمايد : آنها مىگويند چون آن چيزى كه اسمش را « هيولى » گذاشتهاند ، بدون « صورت » قابل تصوّر نيست و « صورت » هم بدون آن تصور نمىشود ، پس « صورت » علّت هيولى است و اين اشتباه است ، زيرا لازم نيست كه لازم چيزى علّت آن باشد . و يا مىگويند صورت مقوّم جوهر است و مقوّم جوهر بايد جوهر باشد ، نه عرض ، كه اين هم اشتباه است ، زيرا لازم نيست كه مقوّم جسم ، حتما ، صورت و جوهر باشد و خود آنها هم معترفاند كه مقوّم و مشخّص افراد انواع ، اعراض هستند . و خلاصه به تفصيل به ردّ دلايل مختلف آنها در اين مورد مىپردازد و نتيجه مىگيرد كه لازم نيست كه شرط يا مقوّم و مشخّصات جسم ( جوهر ) ، حتما جوهر باشند ، بلكه اعراض هم در بسيارى از موارد مقوّم جوهرند ، و لذا چيزى به عنوان « صورت » كه جوهرى مىباشد كه لازم جسم و مقوّم آن باشد وجود ندارد ، و ما در اين كتاب « صورت » را تنها عبارت از حقيقت بسيط نوعى مىدانيم ، خواه اين حقيقت بسيط نوعى ، عرض باشد يا جوهر ، و نيز بر اين باوريم كه در عالم عناصر چيزى جز جسم و عوارض ( هيأت ) آن وجود ندارد : « . . . فثبت بما ذكرنا ، انّ الاعراض ، يجوز ان تقوّم الجوهر ، و الصّورة لا نعنى بها الّا كلّ حقيقة بسيطة نوعيّة - كانت جوهريّة او عرضيّة - فى هذا الكتاب ، و ليس فى العناصر شىء سوى الجسميّة و الهيئات لا غير و اذا اندفعت الصّور الّتى أثبتوها و قالوا انّها غير محسوسة ، فبقيت الكيفيّات الّتى تشتدّ و تضعف . . . » .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص٢٢٥
هامش
( 1 ) حكمة الاشراق ، ص 80 .