تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

بود كه اتّحاد باشد ، و يا ممتاز از يكديگرند و به محلّ . . . و امّا ممتاز مىشوند به زمان . . . » . « 1 » بدين ترتيب مىتوان گفت كه صفت و عرض دو تعبير مختلف يك مفهوم هستند . و امّا آيا اين دو ، با « صورت » هم يكى هستند يا با هم فرق دارند ؟ اختلاف است . قول مشهور و عمده آن است كه « صورت » اگر عوض شود جواب « ما هو » هم عوض مىشود ، ولى با عوض شدن عرض ، جواب اين سؤال عوض نمىشود ؛ و بعضى از حكماى مشّاء مىگويند هميشه اين گونه نيست ، بلكه ما بعضى از اعراض را مىتوانيم صورت بناميم ، و شيخ - رحمه اللّه - هم در اشاره به اين اختلاف نظرها و موشكافىهاى غير ضرورى است كه مىفرمايد : « . . . امّا اصطلاح علماى مشّائين در جوهر و عرض و فرق ميان « عرض » و « صفت » و « صورت » دراز مىشود . . . » . « 2 »

انواع صفت :

صفت يا ضرورى است مانند حيوانيّت براى انسان ، يا ممتنع است مانند فردى ، براى چهار ، يا ممكن است مانند نشستن و برخاستن براى انسان و نيز همچنانكه گفته شد ، امتياز صفات از هم ديگر يا به حقيقت است مانند سياهى ، و سفيدى ، يا به محلّ است مانند دو سياهى در دو جا ، يا به زمان است مانند سرخى گلهاى پارسال با گلهاى امسال . و باز صفت ، يا عام‌تر از موصوف است ، مانند : سياهى قير ، كه هر قيرى سياه است ، اما هر سياهى قير نيست ، يا برابر موصوف است مانند سه زاويه براى مثلّث ، كه هر مثلّثى سه زاويه است و هر سه زاويه‌اى مثلّث و يا خاص‌ّتر است از آن مانند كتابت براى انسان ، زيرا هر انسانى كاتب نيست .

صوت آواز :

« . . . و آواز موج زدن هواست كه از كوفتن اجسام يا از بركندن جسم‌هاى سخت ، حاصل مىشود ، هوا به سختى از ميان بيرون آيد و موج زنان برسد به هوايى كه اندرون گوش
هامش
( 1 ) بستان القلوب ، ص 342 .
( 2 ) پرتونامه ، ص 6 .