تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
با اظهار نظر خودشان در آخر آن ، ضرورى بود و به همين هم اكتفا مىشود .

صفت :

« . . . و بدان كه هر چيزى كه وجود او در چيزى باشد چنان كه همگى اين با آن مجامع و ملاقى بود ، همچون سياهى و سپيدى در جامه ، او را در اين مختصر « صفت » ناميم و آن چه در اوست محل صفت . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 5 ) تعاريفى كه در آثار شيخ - رحمه اللّه - از صفت شده است كما بيش با تعاريف « عرض » يكى است و ويژگىها و اقسام آنها نيز كاملا با هم منطبق‌اند و لذا نبايد ميان مصاديق صفت و عرض فرق چندانى باشد ، مثلا در تعريف « عرض » مىفرمايد : « . . . پس هر جا كه چيزى به كلى در چيزى شايع است آن را « عرض » خوانند و « هيأت » خوانند و به اصطلاحى ديگر « حالّ » خوانند و آنجاى را « محلّ » خوانند . . . » . « 1 » و در بيان ويژگى « صفت » مىفرمايد : « . . . و بدان كه صفت از محلّى به محلّى نقل نكند كه سه بعدش لازم آيد : طول و عرض و عمق ، پس صفت جسم باشد و اين محال است . . . » . « 2 » و در بيان ويژگى « عرض » يا هيأت نيز مىفرمايد : « . . . و هيأت نقل نكند از محلّى به محلّى . . . كه در حالت انتقال سه جهتش لازم آيد : طول و عرض و عمق ، پس جسم باشد و ما گفتيم كه هيأت است و اين محال است . . . » . « 3 » و در بيان امتياز و فرق صفات با هم ديگر مىفرمايد : « . . . و صفات را فرق ، يا به حقيقت باشد ، همچون سياهى و سپيدى يا به محلّ باشد همچون دو سياهى كه هر يكى را محلّى ديگر باشد ( يا ) به زمان باشد . . . » . « 4 » و در مورد عرض هم آمده است كه : « . . . بدان كه امتياز اعراض از يكديگر به سه چيز باشد ، يا به حقيقت باشد و آنجايى

هامش
( 1 ) بستان القلوب ، ص ، 34 .
( 2 ) پرتونامه ، ص 7 .
( 3 ) الواح عمادى ، ص 113 .
( 4 ) پرتونامه ، ص 7 .