ص
صاحب صنم :
« . . . و بمشاركات الاشعّة . . . يحصل الانوار القاهرة ، ارباب الاصنام الفلكيّة و البسائط و المركّبات العنصريّة و كلّ ما تحت كرة الثّوابت فمبدأ كلّ من هذه الطّلسمات هو نور قاهر هو صاحب الصّنم . . . » .
صاحب صنم همان ربّ النّوع است كه طبق حكمت خسروانى و فلسفهء اشراق از فرشتگان مقرب يا انوار قاهره هستند ، كه حافظ و يارى ده انواع موجودات عوالم پايينتر از عالم عقولاند . موجودات اين عالمها ، صنم يا طلسم يا سايه آنها هستند و آنها هم ربّ النّوع يا صاحب اين صنم و طلسمهايند . ( براى توضيح بيشتر به « ربّ النّوع » رجوع شود ) .
صادر اوّل ( اوّل صادر از حق ) :
« . . . بدان كه از يكى كه به حقيقت يكى باشد از جملهء وجوه ، جز يكى صادر نشود . . . ، و در واجب الوجود ، كثرت جهات و صفات محال است ، پس آنچه از او صادر شود ، جوهرى است مجرّد از مادّت از جملهء وجوه كه نه مادّى است و نه متصرّف در مادّت و هر چه چنين باشد ما او را « عقل » گوييم . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 41 ) « . . . بدان كه يكى از جملهء وجوه ، بايد كه فعل وى بىواسطه ، يكى بود . . . و گفته آمد كه او يكى است از جملهء وجوه ، پس بايد اوّل چيزى كه از او در وجود آيد بىواسطه ، يك چيز بود و آن چيز جوهرى باشد قائم به ذات خويش مدرك ذات بارى خويش و اوّل نورى است ابداعى كه سر حدّ شرف ممكنات است . . . » .
( همان مجموعه ، هياكل النّور ، صص 94 - 95 )