تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١

شرّ :

« . . . شرّ چيزى نيست موجود ، بلكه يا عدم چيز است يا عدم كمال چيزى . . . » . ( همان ، پرتونامه ، ص 60 ) « . . . بدان كه شرّ ذاتى نيست چنان كه مشهور است ، بلكه حاصل او برمىگردد به عدم ذاتى يا عدم كمال از ذات ، زيرا كه وجود ، از آن روى كه وجود است خير است مادام كه از او لازم نيايد ابطال كمال چيزى و عدم از آن روى كه عدم است منسوب نيست به فاعل الّا به عرض . . . » ( همان ، الواح عمادى ، ص 156 ) شرّ ، وجود خارجى مستقل ندارد ، بلكه آنچه كه به شرّ مشهور شده است يا عدم وجود خير است يا عدم كمال وجود است و « عدم » هم چيزى نيست كه موجود باشد و وجودش نيازمند جاعل يا فاعل باشد ، تا كسى بگويد كه خدا شرّ را آفريده است ، يا به قول ثنويها خدا ، فاعل « خير » باشد و اهريمن فاعل « شرّ » . وجود - صرف نظر از عوارض آن - خير است ، و آنچه موجود است شرّ نيست مگر اينكه وجودش باعث از بين رفتن وجودى ديگر و يا موجب جلوگيرى از كمال آن گردد . موجودات عالم اعلى ، همه خير هستند و در وجود موجودات عالم اجسام هم خير ، بسيار است و شرّ ، اندك ، مثلا آتش و آب ، داراى خير و منافع بىشمارند ، اگر چه ممكن است گاهى موجب شرّ هم بشوند : « . . . چنان كه آتش كه در او منفعت بسيار است و اگر چه لازمش آيد در بعضى اوقات سوختن جامهء درويش ، اگر گويند كه چرا اين قسم را بيافريدند بر وجهى كه در او هيچ شرّى نبودى ، اين سؤال فاسد است ، زيرا كه همچنان است كه گويند : كه چرا آب را به جز آب نكردند و آتش را به جز آتش نكردند . . . » .

شعاع :

« . . . شعاع عرضى است كه به مقابلهء جسمى روشن در جسمى ديگر حاصل شود ، نه آنكه نقل كند ، كه عرض ، نقل نپذيرد ، بلكه بخشندهء آن ، چيزى است جز اجسام . . . » . ( پرتونامه ، 21 ) « . . . ظنّ بعض الناس انّ الشعاع جسم و ذلك باطل فليس ممّا ينتقل ، من الشّمس او من
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 211 | سيد محمد خالد غفارى