الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً »
« 1 » الشّجرة ، فكر است ، سبزى او آن است كه مطّلع شود بر طريق نظر و به بازگشتن به عالم قدس . . . » . ( همان مجموعه ، الواح عمادى ، ص 188 )
شجرهء ملعونه :
« . . . واو ، متخيّله است كه چيزها به هم درآميزد و چيزهاى درست را مشوّش گرداند . و متخيّله چون روى به چيزهاى محسوس نهد و نقل كند از چيزى به چيزى ، نفس را باز دارد از ادراك معقولات و بر او مشوّش گرداند منامات چنان كه در قرآن آمده است در حديث منامات :
وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ . . . »
. « 2 » ( همان مجموعه ، الواح عمادى ، صص 190 - 191 ) تعريف شجرهء مباركه و شجرهء ملعونه ، در اينجا تعاريفى است حاصل از تأويل عرفانى آيات بر مزاق مشرب اشراق .
شخص :
« . . . و شخص آن است كه در او هرگز شركت متصوّر نشود ، چنان كه : « اين مرد » و هر چه اشارت كنى ، و هر چه بيرون ذهن وجود دارد او را هويّتى هست متشخّص كه در اين هويّت هيچ چيز با او هنبازى ندارد . . . » .
( همان مجموعه ، الواح عمادى ، ص 111 ) شخص ، در اصطلاح شيخ اشراق همان جزئى در اصطلاح علم منطق است كه مصداق آن در خارج ذهن به صورت افراد انواع موجودات وجود دارد و هر فرد داراى موجوديّتى متعيّن و محسوس و قابل اشاره است كه هيچ فرد ديگرى از افراد نوع ، در آن هويّت مشخّص با او مشترك نيست .
هامش
( 1 ) سورهء 36 ، ( يس ) آيهء 80 ( نقل از حاشيهء متن فوق ) .
( 2 ) سورهء 17 ( اسرا ) آيهء 62 ( نقل از حاشيهء متن فوق ) .