حجاب برخيزد آنچه طلب كند متصور شود ايشان را . . . » . « 1 » در هر حال گر چه ظهور قدرت و سلطهء واقعى نفس با رهايى از شواغل ظاهر و باطن و منوّر شدن به انوار ملأ اعلى و منقّش شدن به نقوش معقولات و مفارقات است ، سحر هم نوعى قدرت و سلطه نفس ناطقه بر بعد جسمانى است ، اما قدرت و سلطهاى كه از طريق تزكيه و تصفيهء نفس به دست نيامده است ، بلكه از راه تمرين و ممارست و گربزى و شرارت و با سوء استفاده از قواى نفس خود و ضعف قواى ادراكى ديگران حاصل شده است . . .
سعد و نحس كواكب :
« . . . و بحسب ما يقع ارباب الطّلسمات تحت اقسام المحبّة و القهر و الاعتدال لمبادئها ، يختلف فى الكواكب و غيرها ، ما يوجد سعدية و نحسيّة و اعتدالا . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 143 ) در بحث ارباب انواع ( اصحاب طلسمات ) آمده است كه آنها انوارى عرضى هستند كه حاصل اشراقات انوار قاهر اعلون طولى و نسبتهاى مختلف : محبّت ، استغنا ، قهر ، ذلّ و فقر و غيره بين آنهاست و از طرفى ديگر ، همهء موجودات عوالم غير عقلى يعنى موجودات عالمهاى مثال و اثير و عناصر ، سايه و صنم ارباب اصناماند و يكى از موجودات عالم اثير ، كرهء ثوابت است با همهء ستارگانى كه در اوست و اين ستارگان حاصل جهات و مناسبات مختلف و متفاوت انوار قواهر اعلوناند ، پس آن ستارگانى كه حاصل جهات قهر و مهر و محبّت و استغنا هستند ، سعدند ، و آنهايى كه نتيجهء جهات :
ذلّ و فقر و نقص نورند ، نحساند ، و آنهايى كه حاصل نسبتهايى متساوى و متعادل اين جهاتاند ، معتدلاند :
« . . . و الاعلون جهات فقرهم تظهر فى البرزخ المشترك ( اى كرة الثّوابت بما فيها ) . . . » . « 2 »
هامش
( 1 ) پرتونامه ، ص 78 .
( 2 ) حكمة الاشراق ، ص 146 .