تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
گريزان و متنفرند و به هنگام مشاهدهء نور شاد و منبسط مىشوند و همه حيوانات نيز از تاريكى عاشقانه به سوى نور رهسپار مىگردند . و از همين روست كه گر چه نور اسفهبد نه مكانى است و نه داراى جهت ، ظلمات كالبد خاضعانه در فرمان وىاند . و اين بحث را با فرازى ديگر از عبارات فارسى شيواى شيخ به عنوان فصل الخطاب و حسن ختام پايان مىبخشيم : « . . . بدان كه علاقهء نفس با بدن به اعتبار جسمى است كه [ در ] آن نور است ، و روح در دماغ ، نورانى است تا اگر نورش كم شود زندگى او مضطرب شود و ماليخوليا حاصل شود و غير آن ، پس اوّل علاقهء نفس با نور است و اوّل رفيقى از آن زندگى نور است ، و بينى ميل حيوانات به نور و فرونشستن حواسّ و ساكن شدن حركات در ظلمت شب ، پس شادى نفس با نور سخت‌تر است از همهء چيزها . . . » . « 1 »

روح القدس :

« . . . و از جملهء نورهاى قاهر ، اعنى عقلها ، يكى آن است كه نسبت وى با ما همچون پدر است و او [ ربّ ] طلسم نوع انسانى است و بخشندهء نفسهاى ماست و مكمّل انسان است و شارع ، او را « روح القدس » گويد ، و اهل حكمت او را « عقل فعّال » گويند . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ هياكل النّور ، ص 90 ) « . . . و هذا ( العقل ) العاشر سمّاه الحكماء « العقل الفعّال » و هو « روح القدس » و هو صاحب نفوسنا و مكمّلها ، و نسبته الى كلمتنا كنسبة الشّمس الى الابصار و هو الّذى قال لمريم :
« إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا
« 2 »
»
و هو واهب نوع المسيح . . . » . ( سه رساله ؛ كلمة التّصوف ، ص 104 ) گر چه شيخ - ره - در تعريف و توصيفى كه از روح القدس به عمل آورده است بر ديدگاه اشراقى خود تأكيد كرده و آن را يكى از ارباب اصنام محسوب نموده است ، به ديدگاه‌ها و اصطلاحات شرع و حكمت مشّاء هم اشاره كرده است .
هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 182 .
( 2 ) سورهء 19 ( مريم ) آيه 19 . ( نقل از حاشيهء همان صفحه ) .